کتاب شیدایی لل. و. اشتاین

اثر مارگریت دوراس از انتشارات اختران - مترجم: قاسم روبین-داستان درام

Le ravissement de Lol V. Stein یک رمان نوشته شده توسط Marguerite Duras است و در سال 1964 توسط Gallimard در فرانسه منتشر شده است. طرح توهین آمیز لول استین تقریبا به طور کامل بر تمایلات شخصیت های مرکزی و تلاش های راویان برای درک تاریخ لعنتی متمرکز می شود. داستان از اوج و انقراض، داستان حافظه و تنش جنسی را بیش از عمل جسمی افزایش می دهد. لول استین یک زن جوان زیبا است، به طور امن ازدواج کرده، در یک زندگی راحت سکونت - و یک فضانورد. بازگشت با شوهر و فرزندانش به شهر که در آن چند سال پیش، عروسش او را برای یک زن دیگر رها کرده بود، او به شدت کشیده شده است تا این فاجعه طولانی را دوباره بازسازی کند.


خرید کتاب شیدایی لل. و. اشتاین
جستجوی کتاب شیدایی لل. و. اشتاین در گودریدز

معرفی کتاب شیدایی لل. و. اشتاین از نگاه کاربران
خانم مارگاریت عزیز؛
دیشب کتاب شیدایی لل اشتاین تان را خواندم. با همه ی احترامی که برای رمان هاتان قایلم نمی توانم از این بگذرم که چندان چیزی از درونیات مردها نمی دانید. قبول دارم؛ ما مردها از شما پیچ و تاب کمتری داریم. اما دیگر نه آن قدر که سبک سرانه با شخصیت های مردتان برخورد کنید. نه این قدر که شخصیت مردتان توی روز روشن رفتارها و واکنش های بی ربط داشته باشد. کجای دنیا مرد از به هم خوردن آرایش صورت و موی زن این قدر دقیق حرف می زند. کجای دنیا مردها این قدر منفعل و بی خاصیت هستند که دوتاشان اصلا نباشند، یکی شان اصلا توی دور نباشد، آن یکی هم که هست بیشتر یک زن باشد تا مرد. حیف این داستان خوب و تغییر پیاپی و معرکه ی راوی ها نبود؟ نمی شد مردها را با همان ضعف های خودشان، که کم هم نیستند روایت می کردید؟ خاطرخواه نوشته هاتان هستم، خودتان هم می دانید؛ اما دیگر گند نزنید به خاطره ها.

مشاهده لینک اصلی
424. The Ravishing of Lol V. Stein, Marguerite Duras
شیدائی لول و. اشتاین - مارگاریت دوراس (نیلوفر) ادبیات فرانسه

مشاهده لینک اصلی
بنابراین این جوجه Lol Stein، یک خال خال حقیقی است، توسط جادوگر گربه وحشی پشمالو خود را ditched. عوضی دیوانه می شود، اما دیوانه آرام، دیوانه ای است که شما را برای خود نگه می دارد. دختر با نوعی از نوع موسیقیدان ازدواج می کند. چند سال بعد، یک مادر سه ساله، در شهر قدیمی اش زندگی می کند، و او را در زندگی داغترین دوستانش درهم پیچیده می کند. بهترین دوست است مشغول دادن آن را به این خراشیدگی، یک don dapper که با شوهرش در بیمارستان محلی کار می کند. لول با دوشبهگ سوار می شود برخی از اتمام حوادث خسته کننده اتفاق می افتد. لول زمان خاصی را صرف تماشای اتاق هتل می کند، جایی که دو نفر مشغول تماشای آن هستند. خانم دوش صرف زمان زیادی می کند که با لول چه می کند. در نهایت لول و کنسرت همیشه کنجکاوی سفر قطار طولانی مدت را به جایی که لول اولین بار در سال های پیش از آن رانده شده است. آنها در حالی که در ساحل نشسته اند و صحبت می کنند برخی از بدبختی. سرانجام آنها استخوان دارند. پایان. بنابراین یک ظرف خالی وجود دارد. نام او Lol Stein است. برخی می گویند ذهن او خسته شده بود که توسط عاشق او خیانت کرد؛ دیگران می گویند ذهن او همیشه خالی بود. Lol یک موجود است که اجازه داده است تا معنی را تعریف کند. او زندگی خود را در اطراف ایده هایی مانند آنچه که باید خانه و خانه شبیه باشد، ساخته است؟ و چگونه یک همسر عمل می کند، چگونه یک عاشق پریشانی احساس می کند؟ Lol شروع به وسواس در امور دوستانه خود می کند ... او می خواهد به تماشای در آن دو دوستداران بروید، او می خواهد به عنوان شاهد خاموش شاهد اقدامات خود، او می خواهد معنی را در قالب شور و شوق خود را پیدا کنید. او می خواهد اشتیاق خود را برای پر کردن او. به نوبه خود عاشق دوست او با او وسواس می شود ... او می خواهد بداند که چه چیزی در زیر سطح شیشه قرار گرفته است، او می خواهد ببیند که شور و شوقش بر روی آن منعکس شده است. ماهیت وسواس های مختلف آنها به سادگی با ایده وسواس دچار وسواس شده است؟ این است که ماهیت شور، وسواس ... شکل در نهایت تبدیل به معنا شده است، بنابراین یک نویسنده فرانسوی، Marguerite Duras وجود دارد. رمانهای او در فرم ادبی کلاسیک نوشته نشده است. آثار او بخشی از رومی نوور هستند - آنها ضد سنت هستند. رمان های او چنین رژیم هایی را رد می کنند که روایت، مشخصات، طرح می دهند. رمانهایش جزئیات جهان، شکل کاراکترهایش را در بر میگیرد و آنها را متمرکز میکند تا این جزئیات، این توصیفهای شکل، به معنای خود تبدیل شوند. در تمرکز خود بر روی این جزئیات جسمی، بر روی فیزیکی اعمال، او احتمالا می تواند یک نویسنده نفسانی باشد. و در عین حال این فاصله، این جدایی حادثه از احساسات، این تمرکز بر تقسیم تفکر فکری از واکنش های عاطفی، باعث می شود آثار او اغلب بالینی، تجربه بی نظیر است. به طرز عجیب و غریب، رمان او \"Ravishing از لول استین\" ظاهرا در مورد اشتیاق و فضولی و طبیعت عشق، معنای وسواس، تله ها و ترفندهای دیدگاه و دیدگاه است. این یک ارائه بی رحمانه از اشکال مختلف شور و شوق است. یک بررسی کننده، مارک دوشنبه، یک مرد کم عمق مرد، یکی با تعصب خودکار در برابر intellectualulation حساسیت وجود دارد. او آن را ناراحت کننده، توخالی، غیر واقعی می یابد. حتی بدتر، او می یابد آن را داغ نیست. شايد او فقط علامت دهنده اسرار گري جنسي است که در محتاط ترين آن است - مردي که به نتايج بصري و حيوانی پاسخ مي دهد مثل همه مردان ظاهرا انجام مي دهد - نوعي از مردي که مي خواهد فعاليت احشايي، توصيف حسي، نوع شخصي که کاملا با او آشنا باشد جذابیت های پورنوگرافی از جزئیات دقیق نزدیک. او می خواهد که واقعی باشد و به این ترتیب او تلاش می کند دروازه های دروازه را برای سرنگونی ماهیت اشتیاق و وسواسی کنار بگذارد. آن را به او سرد نگه می دارد. این پسر، مارک M_____ وجود دارد، اما نه یک نوع فکری. او متفکر است یکی از فیلم های مورد علاقه او هیروشیما مون امور است که نوشته Marguerite Duras نوشته شده است. او توانایی فیلم را در موقعیت دو شخصیت زنده و تنفس قرار می دهد که - در نهایت - چیزی کم و بیش از انسان ... به عنوان آرکه تایپ برای همه دوستداران، برای همه افراد به دنبال معنی در فرار، در شور و هیجان، در اشکال است که به معنی طول می کشد، در درون در حال از بین بردن، فیزیکی همه جانبه از هر یک از دیگر اسلحه. او فاصله دورس را تحسین می کند. او از عدم وابستگی به روایت سنتی، طرح و مشخصه برخوردار است. به طور خاص، او قدردانی می کند که در کتاب هایی مانند The Ravishing of Lol Stein، خواننده می تواند به معنای واقعی کلمه هر صفحه تصادفی را انتخاب کند و در این صفحه خواندن معنای کل کار را درک می کند. هر جزئیات علامت کل است. او این را دوست دارد. به همین ترتیب این بچه کتابفروشی، مارک، که در حوزه ی a / v (البته) در حال رفتن به مدرسه در ucsd بود وجود داشت. یک شب او مسئول پخش ویژه فیلم هیروشیما من امور بود، برای یک کلاس که او در بود. متاسفانه، علامت گذاری به عنوان یک بادبادک بالا بود و رول مخلوط شد ... به طوری که تماشاگران تماشا را دیدم بخش اول فیلم اول، بخش سوم فیلم دوم، بخش دوم فیلم آخرین. یک نفر از مخاطبان تنها شکایت نکرد. در کلاس روز بعد دانشجویان درباره این فیلم بحث کردند - و اشاره ای به یک انفجار روایت، یک ترکیب در رول ها نداشت. هدف فیلم برای دانشجویان روشن بود ...

مشاهده لینک اصلی
جواب منفی. من دوست ندارم مارگاریته را دوست داشته باشم جیلد یانتر، در نیویورک جدید ادعا می کند که نوشتنش شبیه کریستال است @ و این احتمالا درست است، اگر کسی متوجه شود که به عنوان کریستال و به عنوان کریستال، به عنوان خنک و از راه دور، به عنوان چیزی است که به طور غیرقابل انکار از بین می رود. ooooh duras BURN !! اگر این یک لیبل ادبی ادبی است، باید بگویم من ترجیح می دهم آنهایی که معاصر crappy. این یکی حتی با شدت تنزل سرکوب هم نمیتواند باشد، که جای خود را دارد و چیزی است که من میتوانم آن را تحسین کنم - همه اینها نباید از دلسوزیهای ناخوشایند و نیشگون گرفتن لباسهایشان باشد، اما این خلط زامبی چیزی برای من ندارد - هیچ چیز هیچ چیز. در اینجا هیچ چیزی در معرض خطر قرار نمی گیرد، فقط مردم به طور یکنواخت در حال چشمک زدن به یکدیگر هستند، صحبت کردن بدون هیچ حرکتی در پشت آنها، غالبا غیرمسئولانه، به طوری که به نظر می رسد که آنها در مکالمات جداگانه دخیل هستند. فقدان علامت نقل قول به طوری که زمانی که یک شخصیت با بی اعتنایی، به آرامی یک جمله را از بین می برد، شما گاهی اوقات حتی نمی دانید که چه کسی صحبت می کند، مگر اینکه یک عقب و جلو، و سپس شما می توانید از زمینه یا هر چیز دیگری استفاده کنید. اما یک کلمه یا عبارتی جداگانه در یک صحنه که دو نفر فقط در حال نشسته بودن در حال حاضر هستند، چه کسی می داند چه کسی صحبت می کند؟ کسی که مراقب است و من فقط نمی فهمیم چون هیچکس جز من نمی خواست زولا را بخاطر بخشی از لکه های ادبی ما بخواند، قسم می خورم. وقتی عاشقش شدم عاشقش را دوست نداشتم، اما امیدوار بودم. این یکی مانند آن می تواند جالب باشد. اما فرانسوی این عادت به ایجاد آثار هنری بسیار تیزهوش دارد که مرا سرد می کند. چرا آن ها آن کار را می کنند؟ بسیار پریشان، فرانسوی ها ... من می دانم که تمام رپیر های دیگر چیزهای آگاه و هوشمندانه در مورد این حرف می زنند و سرخوردگی و خستگی من با خانم های معروفی معادل (و یک شخص یا دو نفره) با پاسخ های ظریف و تصحیح شده بررسی روانشناسی شخصیتهایی مانند اینها، و آنچه در درون تلاش می کند آنها را به تصویر بکشند به این ترتیب، اما من یک هیولا هستم و از روی درختی می افتم و می گویم @ boring خسته کننده خسته کننده خسته کننده !!! @ همچنین،boring! !now من پنهان خواهم شد â ™ ¥

مشاهده لینک اصلی
من از طریق رمانهای مارگوریته دورس کار خود را انجام دادم، فکر میکردم دیر یا زود یک نهایتا منجر به ناامیدی خواهد شد، این ممکن است این بوده باشد، اینطور نیست. برای بار دیگر او را در دردناک ترین مکان ها قرار داده است، قلب. Ravishing از لول استین، به عبارت ساده، یک داستان عاشقانه است، اما کسانی که با کار او آشنا هستند، می دانند که او با یک سبک کامل و سبک، با محکومیت کوتاه مدت است، اما به شیوه ای عمیق تر از حد تعجب انجام می شود. سه دیدگاه اصلی وجود دارد، نگاه کردن از خارج، بله داستان عشق است، اما همچنین یک رمز و راز فضایی، و یک سفر دلتنگی به پایین خط حافظه است. یکی از کسانی که در پشت صدای اسرارآمیز است که Rolishing Lol Stein روایت می کند، یکی از اولین چیزهایی است که من از خودم پرسیدم، چرا که داستان تقریبا به طور کامل بر روی احساسات شخصیت های مرکزی و تلاش های راوی تمرکز دارد. برای درک تاریخ Lol مبهم. لول استین، یک زن جوان محروم است که در عروسی به سر می برد، اما در یک توپ، عشق او رها Lol برای یک زن مسن تر مرده، لول در دست است از دوست تاتیانا برای کمک به راحتی او. پس از آن در حالت افسردگی، لول با مردی که جان بوردفورد را برانگیخته است، ملاقات می کند، از این رو، آنها عاشق می شوند، یک خانواده را می گیرند و حرکت می کنند. بعد از ده سال، آنها می میرند، اما از سختی های گذشته می ترسند لول، که طول می کشد به ماندگاری پیاده روی طولانی برای اندیشیدن در جوانان قلب او و یادآوری در مورد آن شب غم انگیز زمانی که همه از دست رفته است. پس از آن او را به دنبال زنان او را به رسمیت شناختن، که منجر به او را به یکی دیگر از مرد جاسوسی در پنجره هتل، اما به عنوان لول به ارتعاشات اعتقاد دارد، اما راوی نیز ناشناخته است. با لمس لخت و لایه ای، هر صفحه احساس می کند که شما در حضور یک ارواح شگفت انگیز هستید، اما نه از یک شکل فیزیکی، و با برخی احکام دردناک زیبا، یادآور The Lover یا هیروشیما Mon Amour، این دراس در اوج خود است. من در حال حاضر برای بسیاری از نوشته های کمتر شناخته شده خودم خوشبین هستم، تا کنون، او هرگز به من اجازه نداده است.

مشاهده لینک اصلی
خواندن این کتاب مانند نشستن در کنار یک دریاچه آرام آرام است در یک روز بعد از ظهر یک تنبل. شما از محیط بی سر و صدا، پرندگان خجالتی، نسیم نسیم دمیدن، عطر درختان با آب مخلوط می شوید. پس از آن یک قایق کوچک را که در کنار دریاچه قرار دارد، مشاهده می کنید و تصمیم می گیرید که قایقرانی کنید. ناشناخته به شما، دریاچه ای وجود دارد که در زیر دریاچه سکوت می کند و در هر زمان آب را از بین می برد و زنده می کند. اولین کتاب من مارگریته دورس (1914-1996)، نویسنده و فیلم فرانسوی . مطمئنا من نباشم نوشتن او فریبنده است نه به دلیل پرویز معمولی، اما عبارات کوتاه staccato به شما این احساس فوری و خطر را می دهد. این احساس شما را به طور مداوم برگ صفحات تا پایان کتاب. شما می خواهید بدانید پایان و اطمینان حاصل کنید که شما از آب خارج می شود زمانی که هیولا لوقا بالا می رود.این داستان داستان Lol V. استین که در 19 ساله با 22 ساله ازدواج می کند مایکل ریچاردسون، تنها وارث یک زن غول پیکر یک شب در یک توپ، مایکل با یک بیوه بزرگتر، آن ماری استرتتر، ملاقات می کند. مایکل، لول را لرزاند. صدمه دیده و با قلب او شکسته، لول به یک شهر دیگر می رود و با خواننده موسیقی جین بدفورد ملاقات می کند. آنها ازدواج کرده و فرزندان می گیرند. پس از 10 سال، لول و خانواده اش به شهر می روند. لول با دوست قدیمی سابق تاتیانا کارل ملاقات می کند که در حال حاضر عاشق ژاک نگه داشته اما بدون فرزند است. ژاک راوی داستان است. داستان به من یک زن در شهر جزیره ما یاد داد که گفته شد که توسط fiancà © چند روز قبل از آنها قرار بود ازدواج کند. از آن روز که او محکم بود، او خارج از خانه نمی آمد. او به طبقه پایین تنها برای پر کردن آب از پمپ آب خود می رود. شهر جزیره، تا کنون، سیستم آب ندارد. خانواده ما خوب بود، اما برای نوشیدن مناسب نیست. بنابراین، من و برادران من کسانی بودند که آب خود را از پمپ خود که در پشت خانه ما بود، آورده بود. من هنوز خیلی جوان بودم یا شاید هنوز به دنیا نیاورده بودم، وقتی حواس پرتی اتفاق افتاد. من فقط داستان مادر را شنیده ام (به طور معمول، او تمام عمر مردم جزیره را می داند). به عنوان یک پسر جوان، هر زمان که بانوی پیر را با پله ها و یا پمپ دیدم، به پاهایم شگفت زده شدم: سفید، خیلی تمیز، ظریف و به نظر می رسید و فکر می کردم شاید این بود که چگونه پاهای کثیف من مانند برای بقیه عمر من از خانه بیرون رفتم هرگز شجاعت نداشتم با او حرف بزنم؛ من یک پسر والیبال خجالتی هستم. با این حال، این نوع پیری، در میان ما پسران یک افسانه تبدیل شد: یک زن که توسط عاشق او خیانت کرد و تصمیم گرفت چهره اش را به جهان برای بقیه زندگی اش نشان نمی داد. ما تمام این کارها را انجام دادیم: همه ما بی رحمانه بودیم عاشق یا به سادگی توسط شخص دیگری که عاشق ما شده است، رنج می برد. چگونه ما واکنش نشان دادیم؟ این رمان، The Ravishing از لول استین دارای عنوان دیگری است که بسته به نسخه: The Rapture of Lol Stein. بله، او تا به این اندازه صدمه دیده است که او منجر به زندگی کسل کننده اما به نظر می رسد بدون درد است. درد در حال تکان خوردن است درون او، اما او، یا تصمیم دارد که آن را ندارد، هیچ خروجی برای بیان درد. تروما از دست دادن معشوقش چیزی است که همیشه با او باقی می ماند. چیز خنده دار این است که، در ابتدا، فکر کردم @ rapture @ همان @ breakup @ است، بنابراین فکر کردم که فضولی که لول استین در داستان می کند، پارگی او به دلیل درد بطری در قلب او یا @ pocketbook @ (اگر من می توانم مری Angelou قرض بگیرم، می دانم که چرا پرندگان قفس آواز می خوانند) اما آن زن قدیمی با پا پاک کننده سفید؟ هنگامی که نیمی از شهر در سال 1984 سوزانده شد، او هیچ انتخابی نداشت اما از آنجا بیرون بیاید چون خانه با پمپ که در آن زندگی می کرد و جایی که ما آب آشامیدنی تمیز دریافت می کردیم؟ این سوخته شد متأسفانه من آنجا نبودم چون در کالج در این شهر بودم، بنابراین نمیدانم چگونه موفق شدم در خیابان با بسیاری از مردم که اولین چهره ترسناکشان را میبینند، راه بروند.

مشاهده لینک اصلی
جابجایی به وسیله حدس و یا عدم اطمینان صورت می گیرد - چه شخص دیگری واقعا فکر می کند یا احساس می کند؟ چگونه می توانیم بدانیم؟ - این حرکت را به طور مساوی از واقعی و به متافیزیکی منتقل می کند. زیبایی، ویرانگر پروتکل Duras یک سیستم تنش مفهومی در تعلیق مرگبار است، اما این به نظر می رسد در یک نقطه محوری رخ می دهد. پنج سال بعد از نابودی، او می گوید، درواس چیزی شبیه بهIm مینویسد، به همین دلیل بیمار از توطئه ها، تمام آنچه که اتفاق افتاده است، دیگر نمی توانم آن را ادامه دهم @ و ادامه به طور مداوم نوار و سیستم های خود را به تکمیل درخشان. بسیاری از آنها حداقل. نه این که او چندین کار کوچک را به حداقل میرساند، اما همچنین اقدامات و حرکات را در داستان هایی مانند 10:30 شب شب سال نو، در اینجا، جایی که صحنه ها با نیروی کامل هر سازه ای ، در حالی که تعامل در یک سیستم بزرگتر و دقیق تر. فصل های اولیه یک آتش سوزی ایجاد می کنند و سپس آن را به نااطاقی و سایه تجزیه می کنند، ناگهانی با فاصله تفسیر تقویت می شود. سپس زمان و چشم انداز تغییر می یابند (با ابهامات خاص خود) و مجموعه ای از پس لرزه های مونتاژ که هرگز صدای انفجار را از دست می دهند که هر کلمه را می گیرند. اما فقط گوش می کنید: چه اتفاقی افتاده است؟ لول خیلی محکم به ناشناخته که به این لحظه باز می شود. او هیچ حافظه ای ندارد، حتی یک تصویر تخیلی، او مبهم ترین مفهوم این ناشناخته نیست. اما آنچه او معتقد است این است که او باید وارد آن شود، این همان چیزی است که او باید انجام دهد، و همیشه به معنای ذهنت و بدن او، هر دو بزرگترین درد و بزرگترین شادی اوست؛ نامفهوم است، یک واحد واحد، اما برای عدم یک کلمه نامشخص است. من دوست دارم باور کنم - از آنجایی که من عاشق او هستم - اگر لول در زندگی روزمره سکوت کند، این به این دلیل است که برای یک ثانیه تقریبا او اعتقاد داشت که این کلمه ممکن است وجود داشته باشد. از آنجا که این کار را نمی کند، سکوت می کند این یک کلمه نبودن است، یک واژه سوراخ، که مرکز آن را به یک سوراخ محکم کرده بود، نوع سوراخ که در آن تمام کلمات دیگر دفن شده بودند. این امر غیرممکن بود که واکنش نشان داده شود. هر گونگ خالی بسیار بی پایان و بی پایان، هر کسی که بخواهد می خواهد برگردد، آن را به آنها غیر ممکن خواهد کرد، آنها را به هر کلمه دیگری، صرف نظر از آن، ناخوشایند ساخته است، در یک سقوط کرد که تعریف کرد لحظه و آینده خود را. با غیبتش این کلمه تمام دیگران را خراب می کند، آنها را آلوده می کند، این سگ مرده در ساحل در عصر ظهور، این سوراخ گوشت است. کلمات دیگر پیدا شد؟ دست من از خدا می داند که چگونه بسیاری از امور عاشقانه مانند لول Steins، امور خام در جوانه، از بین بردن و از قتل عام، آه! شما فکر نمیکنید چند نفر از آنها چگونه هستند، چندین شکست خون رنگی در امتداد افق پراکنده شده اند، و در میان آنها، این کلمه که وجود ندارد، با این وجود وجود دارد: آن را فقط در اطراف گوشه زبان شما انتظار آن را به شما تحمیل می کند - هرگز استفاده نشده است - آن را بالا ببرید تا آن را از پادشاهی خود بردارید که از هر طرف سوراخ شده و از طریق آن جریان دریا، شن و ماسه، ابدیت توپ در سینما Lol استین

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شیدایی لل. و. اشتاین


 کتاب مرید شیطان
 کتاب مغاک‌نشینان
 کتاب قصه زمستانی
 کتاب فنتزما
 کتاب Of Mice and Men
 کتاب خاطرات سال‌های گلوله و باروت