کتاب خیانت

اثر هارولد پینتر از انتشارات نیلا - مترجم: شعله آذر-داستان درام

خیانت آخرین بازی کامل Pinters از زمان موفقیت عظیمی از No Mans Land است. این بازی در سال 1977 آغاز می شود، دو سال پس از پایان دادن به مسائل مربوط به عاشقان دروغین، اما و جری. در طول نه صحنه بازی، ما با گذشت زمان از طریق امور مربوط به امور خود، با بازی پایان دادن به خانه خانم اما و رابرت، همسرش، بهترین دوست جریست، دوباره حرکت می کنیم.

سناریوی دراماتیک کلاسیک مثلث عشق در میانجیگری در مورد خیانتهای زناشویی، دوگانگی و خودکفایی ظاهر می شود. پینتر جهان را می نویسد که به طور همزمان عاشق و عاشقانه می شود.


خرید کتاب خیانت
جستجوی کتاب خیانت در گودریدز

معرفی کتاب خیانت از نگاه کاربران
نخستين موردي كه در حين خواندن كتاب نظرم را جلب كرد اين بود كه خيانت در اين كتاب قضاوت نمي‌شود و تنها روايت مي‌شود. روايتي بي‌طرفانه و بدون جانبداري. اما پينتر خواننده را به همراه اما و جري و رابرت در تاريكي صحنه تنها مي‌گذارد تا هر چهار نفر پيوسته رنج كشند. و به نظرم خواننده تنها كسي است كه به هر يك از سه تن ديگر نزديك مي‌شود و آن سه پيوسته از هم دور و دورتر مي‌شوند.
من روايت‌ها صادقانه‌اي اين چنين را بسيار مي‌پسندم و به نظرم حتا ساده‌ترين و رايج‌ترين‌شان حتا اگر با خونسردانه‌ترين روايت ممكن بيان شوند، مي‌توانند بسيار تاثيرگذار و تكان‌دهنده باشند.


مشاهده لینک اصلی
@خیانت@ خیلی ساده شروع می شود. به قول خود پینتر در مصاحبه ی پایانی کتاب (این که مصاحبه و توضیح های مربوط به کتاب در سری نمایشنامه های «دور تا دور دنیا» در پایان کتاب می آید، نکته ی مهمی است. چه این که به نظر من روش درست خواندن یک اثر آن است که اول خود اثر را بخوانیم و بعد نکته های پیرامونی آن را. تا نکته های پیرامونی روی خود اثر، تاثیر اولیه نگذارند) «یک زن و یک مرد در یک بار انگلیسی پس از مدت ها هم دیگر را می دیدند» تصویری بوده است که بدون دانستن ادامه ی آن و این که دو نفر با هم چه کاری دارند در ذهن پینتر نقش می بندد و او کم کم خودش کشف می کند که این دو چه ماجرایی با هم داشته اند.
این روش داستان نویسی، من را یاد حرفی از نادر ابراهیمی می اندازد که گفته بود داستانی را که آخرش را می دانی در سطل آشغال بینداز. آن هم نه سطلی در نزدیکی خودت. سطلی دور که هیچ وقت نتوانی برگردی و چنین داستانی را دوباره برداری! به نظر من روش مناسب داستان نویسی هم همین است. گرچه شاید در برخی شرایط نتوان این جوری نوشت. (یا بعضی ها نتوانند)
به هر حال در طول داستان با همین موضوع «خیانت» سر و کار داریم. هر چه پیش تر می رویم، این موضوع گسترده تر و عمیق تر می شود. اما جالب این جاست که داستان «پیش تر» نمی رود! ما داریم به گذشته بر می گردیم. و تا پایان هم «فلاش فوروارد» نداریم. همان ابتدای کار می دانیم چه اتفاقی افتاده اما جزئیات اتفاق را نمی دانیم. موضوع به خودی خود کنجکاوی برانگیز است. با این حال، هنر نویسنده در به تصویر کشیدن جزئیات اتفاق هایی است که ما از کلیت آن باخبریم. این جزئیات است که باعث می شود هر چه داستان بیش تر در گذشته فرو می رود ما چیزهای بیش تری کشف کنیم. و این کشف حتا بیرون از داستان هم ادامه می یابد! چرا که نویسنده فضایی را به تصویر می کشد که «خیانت» در جزء جزء آن دیده می شود. ومسلمن خیانت های بسیار دیگری هم هست که نویسنده نیازی به بیان آن ها ندیده است.
صحنه ای را از نمایشنامه خیلی دوست داشتم که دو تا از شخصیت ها با هم حرف می زنند و یکی سعی دارد غیرمستقیم نفرت خود را نسبت به دیگری (که در ظاهر دوست اوست) نشان دهد. جوری که دوستی آن ها پابرجا می ماند اما این نفرت هم به شکل جالبی منتقل می شود!
مصاحبه ی پایانی هم خوب و تامل برانگیز بود. به ویژه در موردش روش نمایشنامه نویسی پینتر.
از «تینوش نظم‌جو» (یکی از مترجمان کتاب) پیش از این، «داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد» را خوانده بودم. از پینتر مطمئن نیستم. فکر می کنم «جشن تولد و تک‌گویی»ش را خوانده باشم. یعنی مطمئن نیستم آن چیزی که با این موضوع در ذهن دارم، همین نمایشنامه ی پینتر بوده یا نه.

چند نکته در مورد کتاب:
1- نام «نگار جواهریان» به عنوان یکی از مترجمان روی جلد، جلب توجه می کند. این، همان نگار جواهریان معروف است! متولد سال 1360
2- ابتدای کتاب، شعری از «ویلیام باتلر ییتس» آورده شده است. نام این شاعر در طول کتاب «ییتز» ترجمه شده.
3- قطع کتاب (در کل قطع این سری کتاب ها) برای در مسیر خواندن مناسب است.

مشاهده لینک اصلی
در خیانت، تمرکز برای من عمدتا بر آنچه که از آنچه که در واقع بین سه کاراکتر گفته می شود نیست. این بسیار خام است و مکالمه احساس بسیار خودبهخود دارد، اما تقریبا در هر صحنه، انگشتان من با فضای ناخوشایند پیچ ​​خورده است. گفتگو با کلمات بسیار ساده است، اما به نظر می رسد که شخصا گفته شده است تا حدودی پیچیده تر است، بنابراین مقاومت در برابر وسوسه خواندن آن را در سرعت روشن (خواندن بسیار کوتاه است) و یا حداقل آن را دو بار خوانده شده با توانایی استفاده از چشم انداز به عنوان راهنمای شما در زمان دوم. تا آنجا که به وابستگی شخصیت مربوط می شود، من واقعا مراقبت از آنچه که بین کاراکتر ها افتاده بود و اگر کتاب طولانی تر بود، من احتمالا خواندن متوقف شد، اما کوتاهی آن به معنای آن بود که من هیچ ببخشید، اما فقط از طریق آن تنها به شدت تحت تاثیر کامل نبودن توسعه ی شخصیت ها در طول یک دوره ی 9 ساله قرار می گیرید. اما بعدا مجددا باید تأیید کنم که این داستانی است که برای صحنه طراحی شده است و تمرکز آن روی آنچه که گفته نشده نیست، فرض می کنم که زبان بدن و ظاهر آن باید عملا شخصیت ها را حمل کند. از ابتدا، من واقعا عاشقم ترسناک، اما هنگامی که آدم به فصل نهایی رسید، احساس کردم جریس معرفی بسیار شوم در رابطه میان آنها تا حدودی باعث شد او بیشتر مسئول این جفت شود. این چیزی است که به طور مداوم آگاه است، داستان به نوعی مرتبۀ نظم زمانی معکوس گفته می شود، بنابراین تا زمانی که داستان را طی می کنید، تا زمانی که داستان را طی می کنید، تمرکز کنید. شاید آنچه مردم (خودم) می توانند پیدا کنند بسیار تحریک کننده است ساخت فوق العاده ای تا یک ماده انفجاری نشان می دهد که هرگز در واقع اتفاق نمی افتد. وقتی رابرت، همسر اماس خود را با بهترین دوستش جری پیدا می کند، پاسخ رابرتس به امت @ من مانند جری بیشتر از من دوست دارم، شاید من باید با او رابطه داشته باشم تنها دلیل اینکه من می توانم فکر کنم پینتر این کار را کرد به تقلید از پاسخ شوهر Bakewell زمانی که او متوجه شد پینتر در حال داشتن رابطه با همسرش (که جالب توجه نیز هفت سال طول کشید) واکنش شوهر Bakewell بود @ بهترین نمایشنامه نویس زندگی، بسیار مناسب @ اگر شما به دنبال چیزی بسیار سرگرم کننده و گران خیانت این نیست اگر از Pinter لذت می برید، موضوع زناشویی متوسط ​​و خواندن زیادی بین خطوط، پس شاید از آن لذت ببرید.

مشاهده لینک اصلی
ROBERTOh . . خیلی بیشتر از آن چیزی که می گویند، واقعا وجود دارد؟ EMMAWhat شما موضوع را در نظر می گیرید؟ ROBERTBetrayal.EMMANo، آن isnt.ROBERTIsnt آن است؟ بعدا EMMAI آن را به پایان رسانده است. من به شما اجازه می دانم. ROBERT، اجازه دهید من را بدانم. Pause البته، من می توانم به کتاب اشتباه فکر کنم.

مشاهده لینک اصلی
من واقعا واقعا این بازی را دوست داشتم. این بازی بر روی چیزی که همه قبل از آن دیده می شود تمرکز می کند - دامن زدن و فراز و نشیب عشق. با این حال، یک ساختار داستان سرایی عالی در اینجا استفاده می شود: ما رویدادهایی را که پیش می آید نمی بینیم، بلکه به عقب برگردیم. هر صحنه صحنه قبلی را اعلام می کند. قطعا این توصیه را به طرفداران جیسون رابرت براونز پنج سال گذشته.

مشاهده لینک اصلی
این یک تئاتر معمولی است که اسکریپت نمایش نیست: گفتگو و جهت صحنه در صفحه فقط قالب برای آنچه در تئاتر ارائه می شود. این به این معنی است که خواندن یک بازی در یک رده متفاوت تجربه ادبی از خواندن تقریبا هر چیز دیگری تعلق دارد. ما می توانیم یک رمان، یک شعر، یک مقاله را بپذیریم تا به عنوان نویسنده آرزوهای کامل و منسجم باشد؛ آنچه ما در خواندن آن را در خواندن به ما بستگی دارد، اما آنچه محصول ماست محصول نهایی است. با این حال، یک نمایشنامه، به طور عمدی به پایان می رسد، یا به وسیله تخیل چشمگیر خواننده و یا تلاش های مشترک بازیکنان و شرکای آنها در یک تئاتر. این به ویژه در مورد نمایشنامه های هارولد پینترز که برای همه مکث و سکوت در متون، و به ویژه در مورد خیانت، به دو دلیل است. یکی، در این نمایش یک مثلث عشق که شامل دو مرد و یک زن است، توسط شخصیت های غیرقابل توضیح باقی می ماند و به طور معمول توسط پینتر نوشته نشده است. دو، داستان به عقب، از انتها به ابتدای (هر چند در بعضی بخش ها به جلو حرکت می کند)، بیان می شود که روش معمول ما برای درک چیزها است. هنگامی که ما با جری، یک ادبیات ادبی، و اما، همسر ناشر که بهترین دوست جریست هم هستیم، دو سال پس از پایان امور آنها ملاقات می کنیم. به جز آنچه که آنها ذکر می کنند، ما نمی دانیم که چگونه آنها در اینجا حضور پیدا می کنند، هرچند که انجام می دهند. وقتی نهایتا 9 سال پیش آنها را دیدیم، ما قبلا می دانستیم که کجا برویم؛ شخصیت ها حتی نمی دانند که صحنه یک امر را شروع می کند، اما ما انجام می دهیم. در تمام طول، ما چیزهایی را که شخصیت ها باید در لحظه خود به دست می آورند و در زمان به جلو حرکت می کنند را مشاهده نمی کنیم. خواننده باید برخی از دیدگاه های خود را از چیزهایی که از دیدگاه خودشان متفاوت است، بسازد. همانند اکثر نمایش ها، Id بیشتر از آنچه که خوانده است را می بیند. اما برای غنی بودن احتمال، به دلایل دیگر، این بازی یک زیبایی است.

مشاهده لینک اصلی
این فیلم شما می خواهید ببینید، نه کتاب: http://en.wikipedia.org/wiki/Betrayal... از نظرسنجی امروز: Pinter یک بار از زبان صحبت کرد، @ سخنرانی که ما می شنویم نشان دهنده آن است که ما نمی شنویم این یک اجتناب ضروری است، یک صفحه نمایش دود، خشونتآمیز و مضطرب و خشن، که دیگران را در موقعیت واقعی خود نگه می دارد. هنگامی که سکوت حقیقی می افتد، ما با اکو باقی مانده ایم اما برهنه نزدیک تر است. یک راه نگاه کردن به سخنرانی این است که بگوییم این یک مبارزه ثابت برای پوشش برهنگی است. یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیست و یکم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خیانت


 کتاب مرید شیطان
 کتاب مغاک‌نشینان
 کتاب قصه زمستانی
 کتاب فنتزما
 کتاب Of Mice and Men
 کتاب خاطرات سال‌های گلوله و باروت