کتاب جود گمنام

اثر تامس هاردی از انتشارات فرهنگ نشر نو - مترجم: ابراهیم یونسی-داستان درام

هاردی برای گفتن داستان جودو فاولی، که تلاش های بسیاری برای بالا رفتن از طبقه خود به وسیله جامعه یا نیروهای طبیعت فرو ریخته است، هریتی را به مؤسسات گرانقیمت جامعه ویکتوریا، ازدواج، طبقه اجتماعی، مذهب و آموزش عالی سوق داد. جود فوالی، روستایی فقیر، مایل است در دانشگاه نخبگان کریستین مینستر تحصیل کند، اما تعصبات او از نظر تعارض با طبقاتی و یک دختر کثیف کشور که با تظاهر به حامله او را ازدواج می کند، ازدواج می کند. او در یک ازدواج غیرمعمول دستگیر می شود، او یک سنگسار کننده می شود و در عاشق پسر عموی خود یعنی صوف بریددوی، روشنفکر و آزاد است که در ازدواج نیز ناراضی است. سو را ترک می کند شوهرش برای زندگی با جود و در نهایت خرس فرزندان خود را از ازدواج. فقر و وزن خود را از اعتراض جامعه شروع به عواقب وارده به زوج، آنها را مجبور به یک مارپیچ پایین تکان دهنده است که در یکی از تکان دهنده ترین صحنه در تمام ادبیات به پایان می رسد. یک شاهکار خیره کننده، جود ناودر، رمان بی ادعا و شخصی ترین هاردی است.


خرید کتاب جود گمنام
جستجوی کتاب جود گمنام در گودریدز

معرفی کتاب جود گمنام از نگاه کاربران
دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 600 صفحه تشکیل شده و داستانِ جوانی ساده و روستایی به نامِ «جود» است که با تصمیم هایِ اشتباه زندگیش به نابودی و زوال کشیده میشود... او با دختری کثیف و هوس باز به نامِ « آرابلا» ازدواج میکند که از او خیانت می بیند، سپس عاشقِ « سو» میشود که زنِ « فیلوتسون» معلمِ سابقِ روستا هستش... با « سو» فرار کرده و زندگی تشکیل میدهند و سپس مسیرِ زندگی از آنچه آرزویش را داشت به سمتِ تباهی و در نهایت مرگ در تنهایی با سرفه و لبِ تشنه، تغییر میکند
از میانه هایِ داستان دلم می خواست « آرابلا» کنارم بود تا میتوانستم گردنش را همچون چوبِ خشکی بشکنم... مخصوصاً آن زمانی که فهمید « جود» مرده است و با بی خیالی جنازه را رها کرد و به دیدنِ مسابقۀ قایقرانی رفت و اگر میتوانست همانجا و جلویِ جمعیت، کنارِ دریاچه «سکس» هم انجام می داد
از همان ابتدا «جود» احمق و ساده لوح بود، « جود» امورِ احساسی اش را همچون رازی از دیگران و حتی خودش پنهان میکرد... امّا « آرابلا» آن را نزدِ همۀ دوستان و آشنایانش فاش می ساخت
یکی از نکاتِ منفی در این داستان به کار بردنِ جملاتِ کتبِ مسخرۀ « ایوب» و « سلیمان» بود، لذتِ خواندن را به کامم تلخ میکرد
دوستانِ گرامی، در صفحۀ 119 نوشته بود: فضیلتِ «معرفت» این است که «حکمت»، به صاحبش زندگی می بخشد

عزیزانم و دوستانِ خردگرا، عُرفِ فهمِ «معرفت»، مقیّد بودن به حرمتِ انسانیِ خویشتن است... ولی عزیزانم، فهمِ آن «معرفتی» را داشته باشید که با زمانِ خودِ شما هماهنگ باشد، چراکه خردِ فسیل شده، توانِ تعالی بخشیدن به شما را ندارد
دوستانِ خوبم، بدانید که «عشق»، ثمرۀ «معرفت» است، «معرفت» در جانِ ما، برای فهمِ همۀ ما، از همۀ ماست... آن که «معرفتی» ندارد، «عشق» او باطل است... «عشقی» که از «معرفت» برنخیزد، به کمال، راه نخواهد یافت

پیروز باشید و ایرانی


مشاهده لینک اصلی
799. Jude The Obscure, Thomas Hardy
جود گمنام - تامس هاردی (گل مریم / شقایق، فرهنگ نشر نو) ادبیات
دو مترجم کتاب را از انگلیسی به فارسی برگردانیده اند، هر دو بسیار محترم، نخست روانشاد ابراهیم یونسی(سیروان آزاد)، نشر نو در 400 ص، چاپ نخست سال 1362، و سپس فریدون زاهدی، نشر شقایق در 600 ص، چاپ نخست سال 1372

از کتاب ص 7، برگردان: ابراهیم یونسی
رویه ­ی گندمگون مزرعه، دورتادور، به سوی آسمان تن می­کشید و در تماس با آن، کم­ کم، در میان مهی که حاشیه را محو می­کرد و بر تنهایی و خلوت محل می ­افزود، گم می­شد. تنها چیزی که در این صحنه­ ی یکنواخت و یک شکل به چشم می­خورد، تایه ­های سال گذشته بود که در میان مزرعه سر برافراشته بودند، و کلاغانی که با نزدیک شدن او پر می­کشیدند، و نیز باریکه راه منشعب از زمین­های آیش، که از میان مزرعه می­گذشت - و او از طریق همین باریکه راه آمده بود. این باریکه راه را اکنون مردمی زیر پا می­گذاشتند که او به زحمت می­شناخت، هرچند روزگاری، بسیاری از خویشان متوفای او بر آن، راه سپرده بودند، زیر لب گفت: «چه جای زشتی است اینجا.»ا
شیارهای مازو کشیده ­ی مزرعه، همچون میله ­های راهراه مخمل کبریتی تن می­کشیدند، و قیافه­ ای سودمند اما ناخوشایند به دشت می­دادند؛ زیر و بم و درجات تغییر حالات آنرا از بین برده و بجز عوارض چند ماه گذشته، آنرا از کلیه ­ی آثار تاریخ عاری ساخته بودند، هرچند هر کلوخه و سنگی از آن، رشته­ ای از خاطرات و یادها را در خود نگه می­داشت: طنین آوازهایی از روزهای برداشت خرمن، از سخنان گفته شده، از کارهای سخت. هر وجب از زمین صحنه ­ی آغاز یا انجام، توش و تلاش، شادی و شادمانی، بازی­های خشن، ستیز و پرخاش، و خستگی و ملال بود. در هر مترمربعی از این زمین، گروهی از خوشه­ چینان چمبک زده بودند؛ وصلت­های مبتنی بر عشق و دلدادگی که جمعیت روستای مجاور را تشکیل می­داد، در همین جا، به هنگام درو، و بازبردن محصول به خانه، آغاز شده بود. در زیر پرچینی که این مزرعه را از کشتزار دوردست جدا می­کرد، دخترانی خود را تسلیم دلدادگانی کرده بودند که در برداشت محصول سال بعد حتی سر برنمی­گرداندند تا به لطف، نگاهی بر ایشان بیفکنند، و در همین کشتزار دراز عمر، ای بسا مردهایی که عاشقانه به زنانی وعده وصل داده بودند، که در فصل بذرپاشی بعد - آنگاه که به آن وعده ­ها در کلیسای مجاور عمل کرده بودند - از صدایشان بر خود می­لرزیدند. اما نه «جود» و نه کلاغ­هایی که در پیرامونش بودند به این چیزها توجهی نداشتند. اینجا برای آنها جایی تنها و دل آزار بود: برای یکی محل کار، و برای کلاغان جای تغذیه. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
من فقط به این نتیجه رسیده ام که بهتر است کتاب های مورد علاقه خود را پیدا کنم، از این رو، از جمله این، اما این یک اسپویلر کامل است، بنابراین هشدار داده می شود. (مشاهده اسپویلر) [(پنهان کردن اسپویلر)] jude مبهم یکی از کتاب های مورد علاقه من در تمام دوران است. و خواندن بیوگرافی او اکنون باعث می شود که من این موضوع را از بین ببرم. آن را بخشی ازsummer reruns @ ritual؛ هر مورد و هر تابستانه را انتخاب کنید. سپس من قدیم شدم و متوجه شدم که نوع چیز لوکس است و من مجبورم از دست دادن تمامی کتابهایی که در حال حاضر از قفسه های من هستند و در طبقه من سرازیر شده است، رها شده ام. جودو مبهم بود که در سن مزمن 13 سالگی به من معرفی شد. من در کلاس های مهارت های مطالعه احمقانه قرار گرفتم و معلم، همیشه در معرض این موضوع قرار گرفت و در مورد زندگی اش در خیابان ها گفت و گو می کند و درس های زندگی را به ما می دهد / درس چاقو برای همه ما یک روز محسوب می شد و می گفت ... اگر شما همیشه بخواهید کتاب افسرده ترین زمان را بخوانید، جودو مبهم است. خوب، من یک عنوان کلکسیون هستم (تا به امروز) و من آن را در نوت بوک کوچکم فرو بردم و در سن 15 سالگی کامل تر بودم، او شوخی نکرد. یک قطعه شگفت انگیز از نوشتن چیست. فقیر جودو و جاه طلبی های او، انتخاب های نادرست او در عشق (اگر زن یک آلت تناسلی خوک را در شما پرتاب می کند و شما آن را به عنوان اعلام عشق، شما در راه درد است، دوست من) اما همه چیز - ریاکاری از کلیسا و ظرافت زنان در آکادمیک و خطر پرورش کودکان فوق العاده زودرس. آن را سخت می کند، بنابراین همه چیز به طور ضعیف برای همه درگیر است، اما با چنین لمسی خیره کننده ای انجام می شود، شما خود را در زیبایی نفس می کوبید. @ کسی ممکن است به این طریق آمده که از او خواسته خود را از او خواسته و ممکن است او را تشویق کرد ... اما هیچ کس آمد، زیرا هیچ کس نمی کند. @ من منظور واقعی است. این فقط برای من خنثی است و مهارت چاقو من بالاست.

مشاهده لینک اصلی
اگر دوست دارید آفتاب، تک شاخها و نوشیدنی ها، پس احتمالا این کتاب را دوست ندارید. اگر باران باران باشد و شما مبهم مانیک اعتیادآور هستید یا اگر فقط می خواهید برای چند ساعت در محل سکونت بمانید و برای کسی غیر از خودتان متاسف باشید - خوب، جودوس مرد شماست. من گناه نکردم، استعدادهای Hardys در کنترل خلق و خوی. حتی قبل از اینکه به طرز وحشیا وحشتناکی تبدیل شد، عصبانی شدن بیش از همه چیزهایی که فقیر جود لمس کرده بود، وجود داشت.

مشاهده لینک اصلی
اما رویاها او بسیار غول پیکر بودند، زیرا محیط اطرافش کوچک بود\nبه وضوح متوجه می شوم که من نمی توانم تمام کتاب هایی را که مدت ها پیش خواندن و دوستش داشتم بازبینی کنم. آه، من از اینکه از وجود بی انتها پشیمان شده اید پشیمان شده ام تا به یاد خاطراتی با ارزش ترینم بازگردم. با این حال، من تا به حال بسیاری از رمان های جدید جشن گرفته نشده هنوز برای کشف. من زمانی که در کالج بودم، جود ناخودآگاه را می خواندم، من خیلی جوان بودم، اما هر وقت که کلاس نداشتم یا مجبور نیستم مطالعه می کردم، خواندنش را داشتم. اگر به درستی به یاد داشته باشم، در کلاس ادبیات انگلیسی آن را کشف کردم. من از طریق آن متوجه شدم که هیچ وقت دور نیست. بله، من شخصیت جذاب توماس هاردی را دوست داشتم. من دوست داشتم که او می خواست خودش را پیش ببرد اما هیچ تلاشی برای بالا بردن موقعیت اجتماعی اش در آن زمان نداشت. او به طور مداوم در آرزوهاش گم شده است. زندگی عاشقانه او بیشتر موفق نیست، زیرا او به نظر می رسد زنان نامناسب را انتخاب می کند. \"مردم ازدواج می کنند، زیرا نمی توانند در برابر نیروهای طبیعی مقاومت کنند، اگر چه بسیاری از آنها ممکن است کاملا به خوبی بدانند که احتمالا یک ماه لذت بردن با یک ناراحتی در زندگی دارند.\"\nبنابراین، جود تقریبا هر مردی از زمان خود را در انگلستان و یا شاید بسیاری از مکان های دیگر را نشان می دهد. از عنوان ما می فهمیم که او یک مرد مبهم است و انتخاب هایش هیچ معنایی ندارد. اگر به درستی به یاد داشته باشم، همه چیز به ما یادآوری می شود که چه چیزی ممکن بود. هیچ چیز نمیتواند ماندنی باشد. با وجود عدم بلوغ من در آن زمان من آن را بخوانم و غم و اندوه که رمان را شامل می شود، زمانی که من به آن فکر می کنم احساس تشنگی در من افزایش می یابد. توماس هاردی باید یک استاد باشد تا جوانان من الهام بخش باشند. «شخص ممکن است به این طریق به سراغش آمده است که از او خواسته خود را از او پرسید و ممکن است او را با بیان این که مفاهیم او پیشرفته تر از دستور زبان او بود، تشویق کردند. اما هیچ کس نمی آمد؛ زیرا هیچ کس نمی کرد و در نتیجه خرد شدن خطای غول پیکر خود، جود ادامه داد تا خود را از جهان بیرون کند. »\nممکن است یک روز دیگر تصمیم بگیرم به این کتاب بزرگ بازگردم .___ توجه: نقل قول از Goodreads.

مشاهده لینک اصلی
توماس هاردی کارنامه نویسندگی حرفه ای خود را به پایان رساند و با این کتاب، جودا ماتسور، به علت واکنش نامطلوب در انگلیس ویکتوریا، این موضوع غیرمنتظره، غیر اخلاقی و محصول مناسبی نبود، شما چنین چیزی را برای مردم رد کردید، اما او ، تقریبا پنجاه سال خیلی زود بود، اما شعر را دوست داشت، تصمیم سختی برای او برای متوقف نشدن، بازگشت به اولین عشقش، ساختن اشعار نفیس ... در پایان پایان قرن نوزدهم، دو روش هوشمندانه، اما ناچیز، جودو فوالی و زیبا و مستقل، سویی بریدده، جودز بزرگ جاه طلبی است که برای خود بهتر است، در دانشگاه کریستین مینستر (آکسفورد) شرکت کنید، برای مدت ده سال، تنها و بدون دوست داشته باشید، لاتین، یونانی و ادبیات کلاسیک باستانی، در روستای کوچکی از مریخن فقیرنشین، یتیم زندگی می کند که با ناسپاسی، سرد و عمه، Drusilla، اسپینتر، او را در مورد بسیاری از ازدواج های بد در خانواده هشدار می دهد، نه مراقبت، اما instea دختران فقیر دارای هدیه هستند، اما در جامعه ی آگاهی طبقاتی فاقد پول و یا خانواده نیستند، او نمی تواند در مدرسه استقبال شود ... قبل از مواجه شدن با سو، مادرش مرده و غافلگیر شد از پدر، جود یک اشتباه وحشتناک در قضاوت، ازدواج با طرح، درشت، Arabella Donn، دختر یک کشاورز خوک، او را به دروازه دروغ را به او محکوم می کند، او در معرض مشکل بود ... متاسفم، اشتباه است. .. او حرفه ای را که متنفر است، سنگسار می کند، که قبلا مهارت را به عنوان یک پسر شناخته است، هنوز هم تمام امیدها، رویاها، فانتزی ها خرد شده است، پراکنده به باد، زندگی خود را در فقر در فقر همیشه خواهد بود، برای علم باشید Arabella از طرف دیگر استرالیا خارج می شود، آنها سازگار نیستند، جای تعجب نیست، اختلافات زیادی وجود دارد و سو به مدت کوتاهی وارد می شود تا آقای Richard Phillotson، مربی مدرسه ی Judes قدیمی در Marygreen، و تنها دوست ، سوئیس به عنوان یک معلم در یک شهر در نزدیکی کار می کند، به درخواست آقای فولی، او به کار نیاز دارد، مردم راحت نیستند، عموزاده هایی که با هم زندگی می کنند، بی گناه می گویند، به خصوص در شهر مسیحی Christminister ... مربی مدرسه بیست ساله سوئیس ارشد، از او می خواهد با او ازدواج کند، او حتی وقتی دوستش دارد برای جود رشد می کند، خانم بریدهد، فکر می کند این بهترین است، به یک وضعیت قابل احترام، به عنوان یک زن مناسب و معطوف، و نه یک بار به جود، فقط یک مشکل کوچک ایجاد می شود، او مهربان مهربان، متفکر و جذاب نیست، چیزی باعث می شود پوست او خزیدن، زمانی که او را لمس می کند و احساسات را ترک می کند. سو و جود دائما ملاقات می کنند، صحبت می کنند و بوسه، شور و شوق وجود دارد، اما عوارض نیز هستند. هر بار که جواد دانشگاه را می گذراند، در خیابان، چشم های غمگین او را می بیند، ذهن شگفت انگیز است، درد شروع می شود، برای آنچه که ممکن است، او هرگز فراموش نمی شود ...

مشاهده لینک اصلی
3.5 / 5 برای خواندن تس یا جود؟ من به طور کامل تصمیم گرفتم، بنابراین یک سکه برای تصمیم گیری برای من تصمیم گرفتم. مشکل، هیچ جایی در جیب من نداشتم، یک کارت ویزا گذاشتم و از اتاق خارج شدم. سپس ... (تس نگران نباشید، شما روز خود را خواهید داشت!) او ممکن است برنده کارت من شود، اما هیچ رمان نهایی Hardys وجود ندارد. یک رمان از شدت وحشتناك و ناپایدار، کمی تعجب آور است كه او در نهایت آن را روزی نامیده است. جودو فاولی، قهرمان داستان، در حال مرگ است که از دوران نوجوانی برای تحصیل در دانشگاه کریستینمیستر، در شهر خیالی Hardys واقع در شهر ویرسکس، به عنوان روحانیون تبدیل شده و خود را در جهان. اما دو زن وارد عرصه زندگی خود می شوند، عربلا و پسرعمو سو، برای از بین بردن همه چیز ..... داستان غم انگیز او نقل مکان کرد من به طوری که تقریبا غیر قابل تحمل، بیش از حد دردناک است، روشنایی در پایان از تونل حتی وجود نداشت. جود توسط عمه قدیمی اش به ارمغان می آورد و به یک مدرس محلی، فیولتسون و رویاهای پس از پیروزی او پس از حرکت به شهر کریستینمیستار مانند آکسفورد اختصاص داده شده است. او یک زندگی فانتزی برای خود ایجاد می کند و معتقد است که این بر اساس سرنوشت تمام خود است، خوب است، تا زمانی که عربلا دون خودخواه وارد می شود، و پس از آن Sue Bridehead ناراضی است. چه اتفاقی می افتد؟ ما کشتن خودکشی، ازدواج ناکام، سقط جنین، بیماری مرگبار و از دست دادن ایمان، می توانیم رمان را افسرده تر کنیم. هاردی از ظلم و بی احترامی به شیوه کار جامعه است. او نشان می دهد که حتی در لحظات زمانی که مردان تلاش می کنند تا در مورد بی عدالتی همه چیز را به انجام برسانند، آنها به سادگی با مشکل مواجه می شوند، به طوری که آنها نمی دانند چه چیزی است. من باید بسیار خود را به خوبی نوشته شده است و به وضوح ببینید که چرا هاردی به اندازه کافی در نظر گرفته شده است، شما هر سه شخصیت مرکزی را به قلب می دهید، آن را غیر ممکن می کنید، و تصویرش از روستاها و حومه ها این احساسات را درون تلقی می کند، اما من مطمئن نیستم که Hardy منتقدان مسیحیت و ازدواج کاملا منطقی و منطقی هستند، اما حقیقت را برای عشق در قلب سو و جود، از طریق ترس و ناامیدی، اضطراب و غم و اندوه آنها، به رسمیت می شناسند. از دیگر شخصیت های زمین در آن، جرات می توانم بگویم که آنها در واقع باعث شده که بارها بخندم، اما به طور کلی هر نوع شادابی در سطح بسیار کوچک است که حداقل می گوید. به عنوان یک کارآگاه هاردی به عنوان یک رمان نویس، شرم آور است که او آن را به زودی پایان داد، او ثابت می کند که خود را به یکی از سازندگان بزرگ پیچیده شخصیت هایی با مشکلات عاطفی مخرب، توجه خوانندگان را در یک دوره بسیار کوتاه، من فکر نمی کنم این شاهکار بود برخی ممکن است آن را ببینید، اما بسیار قوی بر روی من را ترک .... من حتی احساس متاسفم برای خوک

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جود گمنام


 کتاب مرید شیطان
 کتاب مغاک‌نشینان
 کتاب قصه زمستانی
 کتاب فنتزما
 کتاب Of Mice and Men
 کتاب خاطرات سال‌های گلوله و باروت