کتاب سنگ صبور

اثر عتیق رحیمی از انتشارات یوبان - مترجم: مهدی آذری-داستان درام

در زبان عامیانه فارسی، Syngue Sabour نام یک سنگ سیاه و سفید جادویی است، یک سنگ صبور، که ثمربخش کسانی را که در آن اعتماد دارند جذب می کند. اعتقاد بر این است که روزی که آن را منفجر می کند، پس از گرفتن سختی و درد بسیار زیاد، روز آخرالزمان خواهد بود. اما در اینجا، Syngue Sabour یک سنگ نیست، بلکه یک مردی است که مغز مرده است و یک گلوله در گردنش قرار دارد. همسرش با او است، نشسته در کنار او. اما او از اینکه او را به جنگ قربانی کرده است، از او خشمگین است، زیرا هرگز قادر به مقاومت در برابر دعوت به اسلحه نیست، زیرا می خواهد قهرمان شود، و در نهایت، پس از همه گفته شد که انجام شده است، زیرا که در یک تهاجم کوچک شکست خورده است. با این حال او مراقبت می کند و او به او می گوید. او حتی بیشتر و بیشتر با او صحبت می کند، عمیق ترین خواسته ها، درد و اسرار خود را باز می کند. در حالی که در خیابان ها جناح های رقیب در حال برخورد هستند و سربازان غارت و کشتن در اطراف او هستند، او از زندگی اش صحبت می کند، هرگز نمی داند که شوهر او واقعا چه می شنود. و این اعتراف فوق العاده است، بدون محدودیت، در مورد رابطه جنسی و عشق و خشم خود را در برابر یک مرد که او هرگز او را فهمیدند، که او را سوء رفتار، که هرگز او را احترام و مهربانی نشان نداد. پذیرش او وزن ستم های هنجارهای زناشویی، اجتماعی و مذهبی را آزاد می کند و او داستانش را به راز بزرگی که غیر قابل تصور در یک کشور مانند افغانستان است، می دهد. برنده جایزه Goncourt، سنگ صبر و شکیبایی با شجاعت و لعاب، شاعرانه، واقعیت زندگی روزمره را برای یک زن هوشمند در معرض افسردگی رژیم طالبان در افغانستان نشان می دهد.


خرید کتاب سنگ صبور
جستجوی کتاب سنگ صبور در گودریدز

معرفی کتاب سنگ صبور از نگاه کاربران
به گمانم يکی از بهترين کارها در تصوير کردن جنگی خانمان برانداز است، بی آن که حتی جنگ در کتاب انعکاس يابد. جنگی که حضورش را همه جا و در هر لحظه می توان حس کرد، از سوی ديگر بازهم بايد به نکته ی ديگری اشاره کرد. زن و زنانگی در اين کتاب، که نويسنده اش مرد است، به شيواترين وجه نمايانده شده است. در يک کلام داستانی فو العاده قوی و تاثيرگذار است . فيلم آن را نديده ام، اما با يک بار خواندن ان فورا تصميم به ترجمه اش گرفتم. نمی توان از کنار اين کتاب به سادگی گذشت

مشاهده لینک اصلی
من تقریبا فکر می کنم نویسنده سنگ صبور عتیق رحیمی قبل از نوشتن رمان دومش معادن در طول مسیر به عنوان خوانده شده. شخصیت زن که نام آن را به نظر می رسد که ینا افغانستان که تا به حال به جویدن غم و اندوه پس از شوهران خود را کشف و ضبط tragedi.Hanya من فقط از موضوع توسط شانون احمد در معادن بیان در طول مسیر آگاه ساخته شده جهانی است داده شود هرگز. Derdap Banggul می توانید در مناطق کشاورزی رخ می دهد، نیز غیر ممکن است نه به خزش در شهرستانها در افغانستان، است که توسط یک گلوله فشرده و اهمیتی داشت اگر شوهر patriaki.Cuma ینا، Lahuma بعد از پله در یک خار خار، شوهر در سنگ صبور کما نیز آواره پس از مرگ خارج شده در نبرد با یک گلوله در lehernya.Kedua جاسازی شده دو حرکت رمان از این فرض که تقریبا همان - چه خواهد شد به زنانی که با تکیه بر شوهران خود را در جهان از پدرسالاری به اصطلاح رخ می دهد، پس از انسان هیچ از محل؟ همان است، با این حال، یک رمان توسط یک نویسنده که است برنده جایزه Goncourt را در سال 2008 از فرانسه به نام شده است شروع به احساس های مختلف است. این جایی است که من احساس می کنم این برنده جایزه ملی (SN) حتی اگر ما تنها در تلاش برای واقع بینانه در مقایسه جهان عتیق که تصمیم به مسخره ditinggalkannya.The اصلی آن را دوست ندارد صبر معادن سنگ در طول راه وقتی Lahuma تلاش برای پر کردن کش خود را با بچه ها، در غیر این صورت است € ~ perjuanganâ € ™ â همسر روانی آزاد از قید پدرسالاری، هر دو محدودیت و نام همسرش، ملاها و یا جامعه خود را دارند. این تفاوت بین روح زنان مالایی با € ™ â € ~ passtanaâ افغانستان است؛ زن مالایی در چشم شانون با ارزش تر به دلیل شور و شوق زندگی خود را با وجود طبیعت از زنان افغانستان در عتیق جهان بینی تحت ستم و حال کشیده می شود برای فرار اما در نهایت با قدرت پدرسالاری شکست خورده بود را شکست داد itu.Barangkali من به سمت نویسنده موتیف بدبین یا بد تعبیر به عنوان برخی از چمدان فرهنگ و زبان در این دوره از رمان صبر ترجمه سنگ از فرانسوی به انگلیسی کاهش یافته است، اما من می خواهم به احساس توانایی تکمیل نشده چادر فرهنگ به سلب آنها را به شأن و منزلت زنان روسپی تبدیل شدن به یک عامل کلیدی در این رمان در Barat.Saya منصوب شد می تواند اشتباه به دلیل این که احتمالا که در کابل صورت گرفت و شهرستانها جنگ در افغانستان قرار گرفته اند چرا که تنها با هر نویسنده نشان داد آنها موفق € ~ membebaskanâ € ™ به دور از میهن خود که پس از آن در یک کلاه جدید در جهان جدید در Barat.Keran قرار داده شد من یک آهنگساز احساس ما دوست داریم شانون صادقانه تر و محتاطانه هنگام نوشتن مانند منع مین در طول راه، در مقایسه با مردان مانند عتیق که با وجود از دست دادن صبر Stone.Kerana ینا نوشت، مبارزه از دست داد. متأسفانه، زن افغان افتاده، اول از همه نفرت انگیزش کرد!

مشاهده لینک اصلی
اول، این یک کتاب تنگ است. مترجم، پولی مک لین، یک همینگویی را با این یکی جمع کرد. هر جمله به حساب می آید و کلمه ای همواره یک خلق، احساس و تصویر خاصی را منتقل می کند. به یک نثر بی عیب و نقص! حالا به خود داستان. این داستان کوتاه (136 صفحه) در مورد یک زن برای مراقبت از همسر، شوهر وحشت زده او را به عنوان افکار و اسرار تاریک او را بازگو می کند. کل داستان در اتاق اتفاق می افتد که شوهر دروغ می گوید، که باعث می شود نامزد خوبی برای تولید بازی باشد. وقتی همسر مردی که در طول داستان نامعلوم باقی می ماند، به او می آید که لباس های خیس شده اش را عوض کند و دوباره قطره قطره ای خود را دوباره عوض کند، او کمی درباره خود و داستان غم انگیزش به او و همچنین خوانندگانش می گوید. این داستان به سرعت و کریس کاندو با یک افسانه تکان دهنده و توسعه ی خنثی ایجاد می شود که شما را ناراحت و ناراحت می کند. این داستان بسیار تمثیلی است، به همین دلیل است که زن هرگز نامی نگرفت، که به نوبه خود هویت او را به او داد. او نماینده افغانستان با تمام خشم، بیگناهی، ناسیونمتو، انحراف، غم و درد می نماید. با این حال، در قلب داستان، ناامیدی بود. زخم های مضر زنان به حالت کشش کشور نشان دادند. جنگی که در خارج از خانه اش خفقان بود، یکسان بود با آن که از درون جدا می شد. و هیچ دلیلی وجود ندارد. مرد بیمار نیز نماینده افغانستان است. او نماد توخالی، فلج و سفت و سخت است که قادر به تکامل و یا پاسخ به محرک های بیرونی نیست. سنگpatience در فرهنگ عامیانه باستانی ایران یک سنگ سیاه و سفید جادویی است که ستایش همه کسانی را که در آن اعتماد دارند جذب می کند و هنگامی که هیچ چیز دیگری به نظر نمی رسد، منفجر می شود. زن باعث می شود مرد سنگ صبور خود را بسیار خود را. او تمام اسرار تاریک او را در او محکوم می کند، امیدوار است که منفجر شود، زمانی که شاز می تواند آن را قبل از او انجام دهد. داستان برای خواندن عالی باعث می شود. این لحظات مناسبی دارد، اما اغلب بسیار شدید و سنگین است. این حقیقت دارد که خالد حسینی (دونده کایت و سیزده هزار نفره) آن را معرفی می کند. زن در این داستان می تواند یکی از بستگان نزدیک Mariam یا Laila، قهرمانان در A Thousand Splendid Suns باشد. اگر این کتاب را دوست داشتید، این یکی را نیز دوست خواهید داشت. اگر شما به دنبال یک قطعه زندگی، حتی افسرده، در افغانستان، این باعث می شود خواندن عالی و سریع. بسیار توصیه شده.

مشاهده لینک اصلی
این یک رمان فوق العاده قوی است، با وجود اینکه در حدود 120 صفحه فشرده شده است. داستان هر دو شخصیت، حتی صمیمی و گسترده در ماده و ارتباط است. در مرکز همه پیاده ها و پیاده روها یک اتاق است که زن به شوهر زخمی اش می اندازد ... در زبان ایده آل که در عین حال ساده، فشرده و فشرده است اما اغلب شاعرانه است، رحیمی فضای اتاق را آشکار می کند و به آرامی خواننده در مرحله حساسانه انتقال می یابد تا زندگی سخت زن، خانواده و پس زمینه او و همچنین پیچیدگی های جامعه ای که به وسیله سنت و مبارزات قدرت پاره شده اند، درک شود. این زن قلب خود را باز می کند و عمیق ترین افکار خود را به مردی می گوید که نمیتواند پاسخ دهد اما می تواند او را بشنود ... بسیاری از آنچه که به دست می آید، به عنوان مونولوگ زنانه، یک داستان غم انگیز، به طرز محسوسی و محتاطانه توسط نویسنده بیان می شود. رحیمی زن و هیچ شخص دیگری را نامی نمی دهد تا قصد خود را برای نشان دادن اعتبار عمومی داستان شخصیت هایش نشان دهد. این ادعای سرکوب زنان در هر کجا است. با این حال، داستان بسیار شخصیتی است و به عنوان یک خواننده ما می توانیم به فردیت و مشکالت زنانه ارتباط برقرار کنیم. حوادث در اتاق و فراتر از آن به تصویر کشیده شده است که می توانید صحنه ها را تصور کنید و به راحتی فیلم را تصور کنید.

مشاهده لینک اصلی
سوءاستفاده از ادبیات برای دریافت اخبار این کتاب ناخوشایند است. آن را در مورد یک زن که شوهرش را پرستش می کند، که در کما است. او از خواب بیدار می شود و او را وادار می کند که در مورد زندگی اش بیشتر و صراحت سخن بگوید. او یک کل دیکشنری از بدرفتاری با زنان توسط مردان افغان را نشان می دهد. در طول این کتاب او نیز با تجاوز به عنف تهدید می شود؛ او مقابل او ایستاده است؛ او توضیح می دهد که چگونه او خون قاعدگی خود را ساخته شده است به خون خونریزی او. او می گوید زمانی که او مورد ضرب و شتم بود؛ او نشان می دهد او نمی خواهد او را ببوسد؛ و در نهایت درباره ناباروری خود صحبت می کند. این کتاب به دلیل هر کدام از آن ها ناخوشایند نیست. آن افتضاح است زیرا از رسانه های ادبی برای گفتن به این داستان ها استفاده می کند. مردم ظاهرا رحیمی را بخاطر وضعیت زنان افغانستان می دانند. یکی از بازنگری ها در پشت جلد می گوید: ما خیلی کم در مورد زندگی روزمره مردم افغانستان می دانیم. اما این چیزی نیست که ادبیات باشد. چه نوع خواننده احساس می کند که او باید از رمان ها و نمایشنامه هایش در مورد افغانستان خبر دهد؟ این خوانندگان چه ادبیات دارند؟ سپس سوال از فرم ادبی وجود دارد. @ Patience Stone @ به عنوان یک بازی سینمایی نوشته شده است: در هر صفحه، به مدیر بالقوه یا نمایشنامه نگار می گوید، دستورالعمل ها را می دهد. همه چیز در یک اتاق اتفاق می افتد. تمام انواع مصنوعات مرتب شده اند تا فعالیت هرگز نیازی به ترک اتاق نداشته باشد. فورا شنیده می شود که دور و نزدیک شدن. یک بشکه تفنگ از طریق یک پنجره می آید یک مخزن، خارج از خانه، یک پنجره را می شکند هر یک از ماشین آلات در آن مرحله با وضعیت زنان در افغانستان ارتباط دارد؟ یکی از بازنگری های آمازون می گوید: نویسنده @ کلیپ های تبلیغاتی ساده @: theyre minimal، اما بی وقفه، و همه آنها clichà © s است. ایده ی مردی که هرگز حرکت نمی کند و زنانی که به دنبال خود می اندازند چیزی به بکت می بخشد، اما برای بازی هایی که اخیرا از سال 1950 نوشته شده است، چیزی نپسندیده است. ستایش @ The Patience Stone اگرچه ناخوشایند و مزاحم نباشد باید با حقیقت درباره افغانستان صحبت کنیم. استعداد همچنین برخی از ناتوانی های روایت را توضیح می دهد (این به رغم این واقعیت است که تعدادی از متخصصان معتقدند که به زیبایی نوشته می شوند). یک تحلیلگر در آمازون یادآور می شود که @ Rahimi از یک دیدگاه شخص ثالث استفاده می کند تا ما را از سرتاسر قهرمانان خارج کند و آشکارا به شوهرش قدرتمندتر شود (من فکر می کنم این تصمیم هوشمندانه بود). اما در موارد متعددی، راوی می کوشد با تفسیر اقداماتش برای خواننده تلاش کند. @ مثال خوبی از نوع ساخت مصنوعی است که Rahimi مورد نیاز برای حفظ فرضیه نامعقول خود - که زن به همه او می گوید داستان به مردی که او فکر می کند گوش دادن ندارد. برای من دشواری است که دلایل رحیمیس را برای تنظیم این کل رمان به عنوان یک صحنه به نمایش بگذارم، به خصوص با توجه به این که کار بر روی سازگاری فیلم ها است. من فقط می توانم فکر کنم که تئاتر مینیمالیست یا مضحک را به عنوان یک وسیله نقلیه مطلوب بیان می کند. اما چگونه می توان این درک کافی از تئاتر بود؟ این کتاب نمونه ای عالی از سوء استفاده از ادبیات به منظور کشف حقایق در مورد جهان است. به سختی یک موضوع ارزشمند یا یک وسیله نقلیه کمتر مناسب است.

مشاهده لینک اصلی
من فکر کردم که این کتاب عالی خواهد بود - این یک فرض شگفت انگیز بود، به عنوان یک نسخه زنده از sang e saboor. متاسفانه، واقعیت فقط به علامت نرسیده بود. این خیلی کوتاه بود، نه به اندازه کافی عمیق، و غیر قابل تحمل - من فکر می کنم به همین دلیل نوشته شده است. این تقریبا مانند یک شعر بسیار طولانی بود که هیچ قافیه ای نداشت و یا هیچ ریتم ای را دنبال نمی کرد، در صورتی که منطقی باشد. داستان از دیدگاه شخص ثالث، و تمام داستان در یک اتاق اتفاق می افتد و شما فقط در مورد آنچه که گفته می شود، که اساسا یک زن مونولوگ برای خودش است، زیرا او برای شوهرش در کما مراقبت می کند، که به طور فزاینده ای عجیب و غریب می شود، زیرا او بیشتر و بیشتر از اسرار او را به عنوان داستان در ارتباط می گذارد. من مطمئن هستم که در افغانستان این کتابی است که تکان دهنده خواهد بود، زیرا برخی موضوعات را پوشش می دهد به طوری که من فکر نمی کنم مردم از آن قدردانی کنند. با وجود این، من هیچ ارتباطی با زن احساس نکردم، چون خیلی خسته بودم. بد نیست، اما خوب هم نیستم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سنگ صبور


 کتاب دره اتاوا
 کتاب خوشبختی در راه است
 کتاب میدل مارچ
 کتاب زن چپ دست
 کتاب لارز
 کتاب انفجار بزرگ