کتاب دخمه

اثر ژوزه ساراماگو از انتشارات روزگار - مترجم: کیومرث پارسای-داستان درام

Cipriano Algor، یک پت و مت سالم، با دخترش مارتا و شوهرش مارال در یک روستای کوچک در حومه مرکز زندگی می کند، یک مجتمع مغازه ها، آپارتمان ها و دفاتر، که Cipriano هر ماه آن را در گلدان و کوزه های خود قرار می دهد. در یکی از این سفرها، او گفته است که هیچ تحویل بیشتری ندهد. Cipriano مایل نیست که دستبندهای خود را در ساخت عروسک های سرامیکی تلاش کند. به طرز شگفتآورانه این مرکز صد ها سفارش را مرتفع می کند، و Cipriano و مارتا برای کار کردن تنظیم می شوند تا زمانی که سفارش لغو شود و سه نفر باید از روستا به مرکز حرکت کنند. هنگامی که صداهای اسرارآمیز حفر از زیر آپارتمان ظاهر می شوند، Cipriano و Maral بررسی می کنند، و آنچه آنها پیدا می کنند، زندگی خانوادگی را تغییر می دهد. پر از عمق، طنز و غنای فوق العاده فلسفی است که هر یک از رمانهای Saramagos را نشان می دهد، غار یکی از کتاب های ضروری زمان ما است.


خرید کتاب دخمه
جستجوی کتاب دخمه در گودریدز

معرفی کتاب دخمه از نگاه کاربران
بسیاری از افراد خارج از مطالعه ادبی یا داستانی کارآگاهی تصور نمی کنند که شخصیت شرلوک هلمز توسط Poes Dupin الهام گرفته شده است. دوپین نجیب بی نظیر درخشان و متفکر بود که بعضی اوقات به مقامات در موارد بسیار دشوار کمک می کرد. با این حال، بر خلاف هولمز، دوپین صرفا به عنوان یک سرگرمی به شمار می رفت و برادر هیکس Mycroft را تقلید می کرد. شعر شاعر نداشت. مقادیر Emersons Jingle Man مناسب است. پو با هم صحبت می کند، اما معمولا با آنها بسیار کم می شود. این غیرعادی است که داستان او چنان متنوع بود که شعر او تمایل به تکرار وسواسی داشت. پو مثالي از نقطه عطفي است كه هنگامي كه شعر متوقف شد، نمايانگر فرم كلاسيك تر و مترادف ادبي (همانند ميلتون و اليوت) نبود و به شكوفايي و نوميني (شاعران ضرب و شتم) تبديل شد، در عين حال، جدی است. وقتی از طرز تفکر انسانی خود جدا شد، تسلط شاعران از زبان ظریفانه به نیازهای خلق و خوی، ویژگی و عمل خدمت می کند. این همیشه اینطور نیست: لیجیا او را محدودیت شاعرانه اش حفظ می کند، اما داستان های کارآگاهی او کمال و عجیب و غریب است که هیچ جایی در کار او یافت نشد. سه داستان دوپین به الهام بخشیدن به داستان کارآگاه کمک کرد، با استفاده از تعلیق و رمز و راز پیچیده برای تحقیر و چالش کردن خواننده او ممکن است به عنوان ویلکی کالینز تاثیرگذار یا نوآورانه نبوده باشد، اما مشارکت او همچنان متضاد است. هر کتاب بخشی از این سه داستان صرفا خرید است. آنها مطالعاتی در مورد استفاده دقیق از زبان برای توسعه حالت، شخصیت و رانندگی - حتی در یک طرح ضعیف هستند. آنها دقیقا همانند داستان کوتاه کوتاه Ambrose Bierces نیستند، اما آنها به اندازه کافی جامد هستند.

مشاهده لینک اصلی
پو دارای درک و درک راحت از واژگان و ساختار جمله است، اما مانند پادشاه، یک جمله اغلب به یک پاراگراف معادل است. اولین داستان به دست آوردن منافع من 100 صفحه در \"The Gold Bug\"، یک داستان کوتاه از شکار گنج بود. این به زودی توسط ماری راجت دنبال شد. برای کسانی که شما این داستان راجع به آن را پیدا کرده اید، بررسی کنید دختر زیبا سیگار، یک گزارش غیر رسمی از مرگ و تحقیقات مری راجرز، و همچنین یک تراژدی آمریکایی، ارائه یک تخطی خیالی مبتنی بر سناریو مشابه. سپس ما به یک شاهکار می رسیم - Letter Purloined. پو همه زمینه ها را برای هر طرح رونویسی به ارمغان می آورد. چگونه من می توانم چنین هوادار هولمز باشم و هرگز این داستان را بخوانم فراتر از من است. باید شرمنده شوم بلافاصله بعد از آن \"قلب داستان قصه\" است. این داستان کوتاه خاطرات کلاس ادبیات کلاس 7 را به تصویر می کشد. من از عقلم ترسیدم! سپس Imp Of The Perverse وجود دارد، چیزی که من از جریان نوشتن آگاهی به یاد می آورم، صرفه جویی @ قاتل @ و اضافه کردن @ الکل @. مطمئنا هیچ بحثی از آثار پو نتوانست بدون اشاره به \"ماسک مرگ قرمز\" تکمیل شود. فقط حزب تا زمانی که شما نمی تونم حزب دیگر، زیرا شما هرگز پیش از مرگ. تخصیص ممکن است داستان عاشقانه ترین داستان عاشقانه ای باشد که تا به حال خوانده ام، و من انتظار این را از او نداشتم. دکتر تارر و پروفسور Fether سرگرم کننده درخشان بودند. و سپس او را از پایان عمیق با چند نوشته معنوی است. من متوجه شدم جنبش تئوسوف در اوج خود بود، اما من واقعا یک ارتباط عمیق ندیدم. سپس ناگهان عینک را خواندم. واقعا خیلی خندیدم من تا به حال هیچ ایده ای پو چنین حس شوخ طبعی با توجه به بسیاری از نوشتن خود را بسیار خسته کننده است. اشعار، اشعار! این بخش بسیار خوشمزه است. هر هالووین، من در این شهر در موزه تاریخی قرار می گیرم که چندین اثر هنری پوسته را تولید می کند. Raven هرگز نتواند به من لرز بدهد. من به راحتی می توانم ساختمان هیستری را در اتاق حس کنم. اما بعد من ولنتاین را بخوانم، کمی از یک قطعه کدگذاری شده، که کمترین چیزی را که من پو نداشت، به من شگفت زده کرد. ضرب و شتم متریک ulalumes کاملا هیپنوتیزم است، من را مجبور به خواندن آن با صدای بلند. آنابل لی می فهمد که عاشقش نیست. صادقانه بگویم من هیچوقت در مورد این شعر فکر نکردم، اما این فقط دلهره آور است، نه تنها به این دلیل که او مرده است، بلکه چون او با او وسواس دارد. در نهایت، شعر مورد علاقه من شعر - بلاها. من می توانم آنها را با صدای بلند، صدای جیر جیر، chiming @ می شنوم. پوچ در هیچ کجای روح شکنجه نمیشود مگر در شعر او. با این حال، هوش خود را در پروسه خود بیان شده است. در کل من برای این نویسندگان ouvere بسیار سپاسگزارم. او واقعا قلبم را لمس کرد.

مشاهده لینک اصلی
اگر من هیچ احساسی احساس نکردم، این نوعی رضایت فریاد زدنی بود که در مورد هوشمندی که من داشتم، خودم را از این معضل باز می داشتم؛ و من هرگز برای یک لحظه ایمنی نهایی خود را به عنوان یک سؤال حساس از شک و تردید نگاه نکردم. «او در نهایت من را کم کم تعظیم کرد و من را ترک کرد، به زبان اسقف اعظم در @ Gil Bias، @ beaucoup de bonheur نقل قول های مورد علاقه من در مورد ادگار آلن پو: (بسیاری وجود دارد، اما من آنها را بسیار جالب، نوشته شده در آن سبک قدیمی از انگلیسی) @ در بالا بردن تصاویر از وحشت، همچنین، او موفقیت عجیب و غریب ، گاهی اوقات به ما اشاره می کند که با یک اشاره مبهوت برخی از وحشتناک * شک * که راز همه وحشت است. @ @ آقای. شعر مخفی عمدتا در مهارت است که او را شکار عجیب و غریب از رمز و راز و ترور استفاده می شود. در این موفقیت او بسیار بزرگ و قابل توجه است که سزاوار اسم هنر، نه artifice است. @ @ گفتگو او گاه گاه تقریبا suprortoral در بلاغت خود بود. صدای او با مهارت شگفت انگیزی مدولار شد و چشم های بزرگ و متنوع او به نظر می رسید که آرام می گشت یا صدای فریاد می کشیدند، در حالی که چهره اش درخشش داشت یا در بلال تغییر می کرد، زیرا تخیل او خون خود را سریع تر می کرد و آن را منجمد می کرد او از لحاظ سادگی و روشنایی تعریف کرد، اشکال منطق معمولی را رد کرد و با فرآیند متبلور شدن، تظاهرات چشمی اش را در قالب های غم انگیزترین و غم انگیزترین عظمت، و یا در زیبایی های پر سر و صدا و خوشمزه ساخت. ، به طوری دقیق و مشخص، تا آن حد به سرعت، که توجهی که به او داده شد، زنجیری بود تا اینکه در میان کارهای شگفت انگیزش ایستاد، تا زمانی که خودش طلسم را نابود کند و خوانندگانش را به وجود مشترک و پایه بازگرداند، نمایشگاه ها از اشتیاق بی رحمانه.او همیشه در مواقع آرمانی بود که در عرصه های ایده آل - در بهشت ​​یا جهنم با موجودات و حوادث مغز او زندگی می کردند. او راه می رفت - خیابان ها، در حالت جنون یا خجالت، با لب هایی که در لعنت های ناخوشایند حرکت می کردند، یا با چشم هایی که در نماز پرشور پر شده بودند (هرگز برای خود، زیرا احساس می کرد یا احساس می کند که او پیش از مرگش، اما برای شادی خود کسانی که در حال حاضر اشیاء بت پرستی اش بودند؛ یا طلسم، و خوانندگانش را به وجود مشترک و پایه، بوسیله فریب های عامیانه یا نمایشگاه های بی رحم ترین اشتیاق، به ارمغان آورد. شاید کار دیگری دشوارتر از انتقاد فقط از ادبیات معاصر باشد. حتی سپاسگزار است که از آن جایی که لازم است جایی که شایسته است ستایش شود، و دوستی اغلب گویای قلم آهن از عدالت را به شکوفایی مبهم گمراه می کند، و آن چیزی است که به نظر می رسد نه یک epitaph به نظر می رسد نسبت به انتقاد. با این حال اگر تقدیر به عنوان یک صدای جادوگری داده شود، ما نمی توانیم یک سم را به هر کلاه مردانه رها کنیم. ممكن است جوهر منتقدان به طور مساوي از تزريق سرخرگها يا شكر ممكن باشد. اما آسان تر است که سخاوتمندانه تر از آن باشد که فقط باشد، و ما ممکن است به راحتی در این جهت افسانه ایمان داشته باشیم. @

مشاهده لینک اصلی
من آرزو می کنم که هر صفحه ای از این مجموعه را دوست داشته باشم، اما من ندیدم. به هر حال برای هر اتهام خسته کننده یک جادو عالی وجود داشت و برخی از آنها کاملا باور نکردنی بودند! پو قطعا یک ذهن عصبانی، اما یک هوشمندانه نیز هست.

مشاهده لینک اصلی
از آنجایی که من خواننده کوچکی شدم، مردم را از ماشین های متروکه شنیده بودم که از داستان های بزرگ و هریزد یک مرد دیوانه صحبت می کردند. من همیشه گفته بودم که نمی توانم شدت داستان های تاریک این مرد را درک کنم. اما من اینجا هستم من از زمان هایی که کتاب ها را فقط برای پر کردن گزارش های کتاب خواندم خیلی تغییر کرده ام. من احساس می کنم بد در مورد همه زمان هایی که من بخشی از جزئیات را فقط برای رسیدن به گفت و گو چکه زدن گذاشته ام. اما من اینجا هستم من می دانم که من در یک پاراگراف به عنوان یک ملکه درام شبیه هستم، اما احساس می کنم این چیزی است که عمیق و شاعرانه است، اما در مورد چیزی که نباید در همه شاعران باشد. این را می توان در یک جمله مانند: \"من ادگار آلن پو می خوانم، او ترسناک است، اما نویسنده خوبی است. اما چرا من زمان را برای نوشتن آن، به دلیل کسانی که می توانند چیزهای نوشتن را تغییر دهید برای آنها جالب تر یا در ذهن من جزئیات را در کتاب من (Punn در نظر گرفته) ارزش خواندن دارد. به همین دلیل من پو را خیلی دوست دارم. من همیشه از این فکر می کنم که این یک چیز واگن ممنوعه مانند OMG بود! عجیبه عاشقم او بسیار با استعداد است، مانند رفتن به کنسرت انجی با بار قایق از هیپ هاپ و یک دختر که هیچ کس نمی داند که او چه کسی است و تنها می داند که یک آهنگ ضربه آنها را آواز خواند. و من احساس نکردم که به نظر یکی از این افراد نگاه کنم اما نمیتونم کمکش کنم خیلی خوب بود. من دوست داشتم که چگونه می تواند چیزی بسیار خونسرد و بسیار وحشتناکی را زیبا کند. همانطور که در قلب آشکار بود، احساس شما این بود که برای او کشتن پیرمرد حساس بود. اما آنچه که بیشتر دوست داشتم این بود که چگونه او میتواند در 30 صفحه کوچک از فرشته عجیب و غریب احساسات شخصیتی ایجاد کند و من فکر میکردم که همراه با فقیرنشین هم میمیرم. نابغه من فقط نابغه بودم. پیش از این در زندگی ام شعری نداشتم. و بعد از خواندن این کار، من فکر می کنم که خواهم بود. Raven خوب بود، اما آنچه واقعا به من ضربه زد، اشعاری مانند دره ناآرامی بود. آنها برخی از پر از ایده ها و تصاویر است که زمانی که من آنها را قبل از خواب خواندن، آن را احساس کردم که من خواب بود با چراغ در. من نمی توانم آن را توصیف کنم زیبا بود. به طور خلاصه، پو دارای یک مکان عمیق در قلب من است. من خواندن تکمیل بهترین آثارم را انجام دادم، بنابراین از آثار کمتر او مطمئن نیستم، اما هنرمند توسط شاهکار خود قضاوت شده و دوستش دارد برای آثار دیگرش. من پو را به مردم پیشنهاد کرده ام و فکر می کنم در بعضی از آنها هدر داده شده است؛ زیرا اغلب پیشنهاد می شود که هیچ کس آن را گوش نکند، آنها فقط آن را در سطح پایه می گیرند. اگر از بازبینی من متنفر بودم، چطور نوشتم، یا گرامر نازی من، من آن را با آغوش باز پذیرفته ام. همچنین پیشنهادات در مورد شاعران دیگر عالی خواهد بود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دخمه


 کتاب مترجم دردها
 کتاب تریسترام شندی
 کتاب مرحوم ماتیا پاسکال
 کتاب شام در رستوران دلتنگی
 کتاب پدر حضانتی
 کتاب شب های هند