کتاب خیابان میگل

اثر وی اس نیپال از انتشارات نیماژ - مترجم: مهدی غبرایی-داستان درام

ماریو بارگاس یوسا در ( موج‌آ‏فرینی) درباره و.س نایپل می‌گوید: بریتانیایی‌ترین نویسنده بریتانیا، نه فقط به سبب برازندگی و خوش ذوقی در زبان انگلیسی، بلکه بالاتر از همه چون هیچ یک از همکارانش در آن محسنات سنتی ادبی انگلیس، یعنی طنز، شوخ‌طبعی طعنه آمیز و شک و بدبینی ملایم به پای او نمی‌رسند. این نویسنده بریتانیایی هندی تبار در ۱۹۳۲ در ترینیداد به دنیا آمده و همچنان می‌نویسد!


خرید کتاب خیابان میگل
جستجوی کتاب خیابان میگل در گودریدز

معرفی کتاب خیابان میگل از نگاه کاربران
خیابان میگل کتاب خاص و شاهکاری نیست.احساس ادم قبل و بعد خواندن کتاب فرقی نمیکند.خواندنش به همه هم پیشنهاد نمیشود!ولی با سطرها و ادم های داستان اشنایی جالبی هست که انگار این کاراکترها را بارها خوانده ایم و دیده ایم وخود خیابان با وجود غریبه بودنش انقدرملموس است که هرلحظه چشم ها را ببندی تمامش را تصور میکنی.
هروقت بی توقع خاستین کتاب بخونین خیابان میگل و بخونین.

مشاهده لینک اصلی
بیگ فوت راست راستی گنده و سیاه بود و توی خیابان میگل همه ازش می‌ترسیدند. علت ترس مردم گندگی یا سیاهیش نبود، چون گنده‌تر و سیاه‌تر از او فراوان بود. ترس مردم از این بود که خیلی ساکت و اخمو بود؛ مثل سگهای ترسناکی که هرگز پارس نمی‌کنند، بلکه فقط از گوشۀ چشم به آدم زل می‌زنند خطرناک به نظر می‌رسید.
هت می‌گفت: « می‌دانی، آرامشی که نشان می‌دهد، یک جور نمایش است.»
با اینحال می‌شنیدی که هت در مسابقات و کریکت به خرد و کلان می‌گفت: « بیگ فوت و من؟ ما دوست جان جانی هستیم، بابا. با هم بزرگ شدیم.» توی مدرسه من می‌گفتم: « بیگ فوت با من توی یک خیابان می‌نشیند.» می‌شنوی؟ خوبِ خوب می‌شناسمش، و اگر یکی از شماها دست رویم بلند کند، به اش می‌گویم.»
تا آن وقت حتی یک کلمه هم با بیگ فوت حرف نزده بودم.
ما بروبچه‌های خیابان میگل به خودمان باد می‌کردیم که او مال ماست، چون در پرت آو اسپین شخصیت معروفی شده بود. همین بیگ فوت بود که به طرف ساختمان رادیو ترینیداد سنگ پرت کرد و شیشۀ یکی از پنجره ها را شکست. قاضی دادگاه بخش که علت این کارش را پرسید، بیگ فوت گفت: « برای آنکه بیدارشان کنم.»
آدم خیرخواهی جریمه‌اش را پرداخت.
بعد زمانی شغل رانندگی یکی از اتوبوس‌های دیزل را به دست آورد. اتوبوس را از شهر به کارنج کیلومتری آن برد و به مسافرها گفت پیاده شوند و حمام کنند، خودش هم ایستاد و تماشای‌شان کرد.
چندی بعد پستچی شد و نامه‌های مردم را عوضی تحویل داد. او را کنار اسکله دیدند که کیف نیمه پر نامه را کنارش گذاشته و پاهای گنده‌اش را کرده توی آب خلیج پاریا.
گفت: «مدام این ور آن ور رفتن و نامه ها را تحویل مردم دادن کار سختی است. آدم می‌شود مثل تمبر پستی، بابا.» همۀ مردم ترینیداد او را لوده می‌دانستند، اما ما که او را می‌شناختیم موافق نبودیم....

مشاهده لینک اصلی
این کتاب چقدر زیبا است! ساده است! چقدر جذاب! خیابان کارائیب پر از کم نور، با رویا، با شخصیت های شگفت انگیز، خیابان هوشمند و یا ساده لوح به معنای واقعی کلمه در نایپالز زیبایی، پروسس زیبا است. این یک روایت پانورامیک است - ما به افراد به صورت یک به یک، یک فصل در یک زمان معرفی میشویم، و در زمانی که ما خواندن را انجام می دهیم، ما زندگی متفاوت و دور از زندگی خود را با آنها زندگی کرده ایم. چه چیزی باعث می شود آن را قابل اجتناب پذیر قابل خواندن نیست برخی از بهانه ای برای یک طرح، اما ایمان عمیق در شخصیت. نیاپول در مصاحبه ای گفت که هر غریبه برای اولین یا دو ساعت جالب است. من حدس می زنم این درست است زیرا شما هنوز به اندازه کافی وقت نداشته باشید تا کلیدهای معمولی که در همه ما پنهان شده اند را شناسایی کنید. و این ترفند به خوبی در اینجا کار می کند - ما هرگز توسط هر کسی خسته کننده وجود دارد و همیشه همیشه nuttier و یا عجیب و غریب در صف و آن را بیش از حد به زودی. یک روز شما در نزدیکی یک چراغ ایستاده ایستاده و جوک ها را در مورد گذراندن افراد می گذرانید و بعدا، زمانی که شما رفته اید، جفت های خود را در کنار یک پست قرار می دهید، افسانه های خود را بازنویسی کنید. به نظر می رسد این داستان کوتاه جداگانه ای است با موضوع مبهم از طریق آنها و اتصال همه آنها - یک چشم تماشا، همیشه ضبط، همیشه کنجکاو است. من این نوشته را دوست داشتم این فریب آمیزی ساده است. هیچ تلاشی برای ایجاد یک نقطه وجود ندارد و در هر نقطه از پروژهای برای جلب توجه به خود وجود ندارد. قطعاتی وجود دارد که خفگی و قطعاتی هستند که خنده دار هستند. گویش محلی به خودی خود جای تعجب دارد و با روایت همخوانی دارد و تبدیل به بخش قابل توجهی از آن می شود. و محدودیت! من مطمئن هستم که چنین کنترل نمی تواند بدون اعتماد کامل به کسانی که نوشتن هستند. برای مدت طولانی در این واقعیت که او بسیار جوان بود وقتی که نوشت آن است که دعوت بی ارزش و خود شک و تردید. من فکر می کنم تا به امروز بهترین کتابی که توسط نویسنده هندی خوانده ام را خوانده ام. لذت بردن از این شخصیت ها بود. زندگی آنها از سایه های خاکستری جدا نیست، آنها بین شادی و غم و اندوه می روند و من خوشحالم که خواندن نوعی نوشتن را انجام دادم که عدالت را به آنها تحمیل می کند، و هیچ معنی ساختاری را بر آنها تحمیل نمی کند @ ism @، سعی نکنید به ما بگوید که چگونه در مورد آنها احساس می کنید، اما فقط آنها را همانطور که آنها بودند معرفی می کنند. چگونه این اتفاق می افتد یک درس در ساختار و داستان داستان است.

مشاهده لینک اصلی
یک غریبه می تواند از طریق میگل خیابان رانندگی کند و فقط می گوید \"شل!\" چون او دیگر نمی تواند ببیند. اما ما که در آنجا زندگی می کردیم، خیابان هایمان را به عنوان دنیایی دیدیم که همه آنها کاملا متفاوت از هر کس دیگری بودند. مامان دیوانه بود جورج احمق بود بزرگ پا یک قلدر بود کلاه مهاجم بود؛ Popo یک فیلسوف بود؛ و مورگان کمدین ما بود.\nشما می خواهید یک کتاب است که جدی و لذت بخش است با سرعت سریع سریع و سریع؟ - به خوبی به محل درست رسیدید این مجموعه ای از نقاشی ها از طریق چشم های یک شلوار کوتاه که در یک مرد به نمایش در می آید. مجموعه ای از شخصیت های آن است، اما همچنین توصیف یک مکان و زمان است - آن را یک تصویر خوب خوب خوب تصویر. عذر خواهی می کنم، من می دانم که من فقط لهجه ترینیداد را قتل عام کرده ام، احتمالا آن را صدا و لکه دار کرده است، اما صادقانه به ذهنم می رسد که چطور در ابتدا خواندنی است. همانند اکثر کتاب هایی که در گویش نوشته شده اند، با گذشت زمان، ریتم، ضرب و شتم و الگوها را می گیرید و به زودی خود را جذب خواهید کرد، نه تنها درک کلمات، بلکه شنیدن صداهای جدی. این نوع نوشتن است که خواننده را حمل می کند، با استفاده از زبان برای معرفی فرهنگ نا آشنایی که واقعا نمی تواند به هیچ وجه انجام شود. این کتاب از شما می خواهد مردم را بشناسید، در حالی که آنها را قضاوت نکنید؛ برای تبدیل شدن به دوستانه، اما هرگز در عشق. این کتاب می کند برخی از کارهای شگفت انگیز در یک دوره کوتاه است. یک شیرجه کم عمق است، اما لذت بخش است. من فکر می کنم قبل از پایان شما نه تنها ببینید که خیابان راوی ما بزرگ شده است، اما شما همچنین می توانید تصور کنید که چگونه ظاهر را تغییر داد راوی خود را به عنوان او در سال. نوشتن و شخصیت ها اگر رنگی و زنده نیستند، اما آنها نیز کوتاه هستند و بنابراین تا حدودی ایستا هستند. من نمی توانم کمک کنم اما فکر می کنم که تا پایان عمر در مورد کل محله ها، از دست دادن امید به اکثر ساکنان وجود دارد، اما اکثر این کتاب با فعالیت پر جنب و جوش پر شده است، حتی اگر همواره دلپذیر نیست.

مشاهده لینک اصلی
ممکن است خیابان میگوئل به عنوان اثر هنری پررنگ تر که تا کنون خوانده ام را تحسین کند، احساسات درونی من را تحریک می کند که هیچ یک از ادبیات تا به حال توانایی انجام آن را نداشته است. از دیدگاه راویان، ما به هر شخصیتی در مجاورت او معرفی می کنیم، تصویر تنوع و تعامل میان آنها. از طنز تا جوک، خنده و غم و اندوه، گفتگوهای فکری و استدلال های گرم، این یک جامعه در ترینیداد است که در آن همه چیزهایی که در خیابان میگل اتفاق می افتد چیزی جز جهان برای هر یک از شخصیت ها نیست. این مکان جایی است که ما آسیب می بینیم و می خندیم، اما زمانی که ما با شخصیت کنار می آییم، خسته شده از درد و ناتوانی هر شخصیت برای تحقق رؤیای خود، این مکان باقی می ماند که نوستالژی را ایجاد می کند که باعث می شود ما می خواهیم بازگشت به آن ساختمان های ویران شده و جاده های فراموش شده که دولت و طبقه بالایی ممکن است ترجیح دهند به عنوان بخشی از برخی از زاغه هایی که اهمیت خاصی ندارند، نادیده بگیرند. برای آنهایی که از میگل خیابان می خوانند، ما بهتر می دانیم.

مشاهده لینک اصلی
این یک خواندن بسیار لذت بخش بود. واقعا رمان نیست، بیشتر سری از تصاویر پیوندی مرتبط است، هر یک از کارکردهای کوچک شخص یا رویداد در محله خیابان میگل - در ناحیه فقیر بندر اسپانیا در ترینیداد. این کتاب در برخی از استفاده های ظریف استفاده از زبان بومی - تقریبا پاتوئیس نوشته شده است، و نه به طور کلی به چالش کشیدن و یا حواس پرتی، اما برای من واقعا به نوشتن توصیفی عالی اضافه شده است. @ من میدانم چیزی اشتباه است چیزی برای او اتفاق می افتد. @ @ شما مطمئنید که این کودک برای شما، و نه هیچ کس دیگری؟ این خانم بعضی از خانم ها زندگی می کنند، شما می دانید.شما بهتر است ذهن شما دهان. در غیر این صورت من می آیم و چهره شما را با یک ضربه زدن می بینم، می شنوید. @ @ او مانند یک نوشیدنی به نظر می آید. @ هر فصل عمق جدیدی را برای محله می سازد، ساختار شخصیت ها و رویدادهای قبلی است، اما نوشته شده به گونه ای است که فصل نیز به تنهایی می ماند. بسیار هوشمندانه است. از دیگر بررسی ها می توان دریافت که اگر چه این سومین رمان نوایپول منتشر شد، ابتدا نوشته شد. اگر این مورد است، نمونه خوبی از یک کار عالی است. شاید حتی با توجه به تکنیک نویسی کمی تجربی آن را بیشتر مورد توجه قرار دهم. یکی از داستان های نایپول (Guerillas) و یکی از نگارش هایش را خوانده ام، اما برای من این بهتر از هر دو است. جایی که بین چهار تا پنج ستاره است - احتمالا در 4.Recommended settled خواندن

مشاهده لینک اصلی
منحصر به فرد آن - و منحصر به فرد در Naipauls کار، که از آن Ive خواندن دوجین، مورد علاقه من از جمله خانه برای آقای Biswas، از دست دادن ال Dorado، و از جمله ایمانداران. برای آموزش خیابان میگل در کالج کالج Freshman انگلیسی - شاید پانزده سال، اغلب دو بار در سال است. هرگز به من نرسید @ @ @ به طور گسترده ای در حال خواندن بود، از جمله کلاس من که از لهجه می ترسیدند. یک بار در مدتی یک دانشجو آنجا بوده است، سعی خواهد کرد که برخی از آنها را بازسازی کند. من آن را به دست آورد کمیک از بالاترین سفارش، و نه مانند (و بر خلاف) فاکنرها همانطور که من لای مرگ. سگ مرد و مرد یک شگفت انگیز است، تقریبا برابر شکسپیر خرچنگ، سگ دلقک در دو آقایان ورونا. من تعجب می کنم که اگر حتی یک فیلم از آن حتی ممکن است توسط یک فیلمساز برزیلی نیز استفاده شود؟ طنز به صورت بصری دشوار خواهد بود. کامیون با نام تجاری جدید @ تعمیر شده @ توسط compertive tinkerer - دوست داشتنی. شخصیت بی نام از میگل خیابان برنده بورس تحصیلی در آکسفورد است. اما در راه، او ملاقات و توصیف یک آرایه ای جذاب از شخصیت ها، یکی از اصلی که ironist و برادرolder brother @، Hat است. سپس، معلم لاتین، تیتوس هویت. و شاعری که چیزی نگفت چگونه مردی دیوانه ای است که سگ خود را برای تخریب آموزش دیده است. و مکانیک مجهز به ماشین های قبلی که اتومبیل های جدید و کامیون ها را از بین می برد فصل خود را با عنوان \"مکانیکی نابغه\" نامید. @ این کارخانه آتش بازی که منافع خود را در خانه @ Pyrotechnicist @ که با نقطه مرکزی کتاب آغاز می شود را منفجر می کند: @ غریبه می تواند خیابان میگل را رانندگی کند و فقط می گوید: \"فقر! زیرا او نمی تواند بیشتر ببیند اما ما، که در آنجا زندگی می کردیم، خیابان های ما را به عنوان دنیایی دیدیم که در آن همه چیز کاملا متفاوت از هر کس دیگری بود. @ (63، Vintage 1984) من از این کتاب به عنوان اولین از پنج در دوره من استفاده می کنم، دیگران از جمله بازی شکسپیر، یک مجموعه شعر و یک خاطره یا غیر داستانی است. واقعا کلاس را به یک شروع عالی تبدیل کردیم. مطمئنا نیاپول به اندازهای از نویسندگان زن مخالف، خیانت و غیره رشد کرد. اما اگر بتوانیم سیاستمداران را ببخشیم، چرا نبایدها؟ (کمتر) 0 دقیقه قبل Â · حذف

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خیابان میگل


 کتاب مدرسه ی قدیم
 کتاب گیاهخوار
 کتاب باری دیگر برایدزهد
 کتاب پس پرده
 کتاب منظر پریده رنگ تپه ها
 کتاب گمشده