کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک

اثر جاناتان سفران فوئر از انتشارات نشر چشمه - مترجم: لیلا نصیری ها-داستان درام

چند سال بعد از مرگ پدرش در یازدهم سپتامبر، اسکار شِل کلیدی را در گلدانی پیدا می‌کند. کلید به پدرش تعلق دارد، اسکار از این بابت مطمئن است. اما این کلید کدام یک از ۱۶۲ میلیون قفل شهر نیویورک را باز می‌کند؟ این سؤال اسکار کاشف، نامه‌نگار و کارآگاه آماتور را بر آن می‌دارد که هر پنج محله‌ی نیویورک را زیر پا بگذارد و وارد زندگی دوستان، اقوام و آدم‌هایی کاملاً غریبه شود. در این راه، غم‌وغصه‌های زیادی روی شانه‌های اسکار سنگینی می‌کند، تحت‏تأثیر این غم‌و‌غصه‌ها حتا جراحت‌هایی به خودش وارد می‌کند و با هر کشفی یک قدم به قلب ماجرای پُررمز‌و‌رازی نزدیک می‌شود که به پنجاه سال پیش و تاریخچه‌ی خانوادگی‌شان بازمی‌گردد. اما آیا این سفر او را از پدر درگذشته‌اش دورتر می‌کند یا او را به پدرش نزدیک‌تر؟


خرید کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک
جستجوی کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک در گودریدز

معرفی کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک از نگاه کاربران
کتاب هایی وجود دارند که بر من اثر می گذارند و پس از آن کتاب هایی هستند که من را می کشند. این در آخر می افتد. من بر روی نیمکت گریه کردم، در اتوبوس گریه کردم، گریه کردم در چراغ های روشن، گریه کردم در کار .. من بیش از این کتاب بیش از من در تاریخ 11 سپتامبر گریه کردم. سپس من ناراحت شدم که این قطعه داستان می تواند چنین ملانچولی را به وجود آورد. آیا می توانم از عذرخواهی در شوک در حوادث واقعی استفاده کنم؟ که به نظر می رسید مثل یک فیلم؟ من هیچ بهانه ای ندارم فلش به عقب: نیمه دوم سال 1994، پس از آن دوست پسر من و من در روستای شرق، 23 ساله و بی ادبی زندگی می کنند. ما بیشتر از زمان شکست خورده بودیم، نه خیلی به کلوبینگ، بنابراین حدود 4 از 7 شب ما رفتیم. هرگز شمال .. تنها از طریق روستا یا SoHo و در نهایت ما زودگذر ما را به برج ها هدایت می کند. مهم نیست که مسیر ما چیست، مقصد ما بود. من به یاد می آورم شب های زیادی که در این ردیف رنگ قرمز رنگی نشسته اند، نشسته روی رودخانه یورسی، به ویژه علامت Colgate، و فقط درباره همه چیز صحبت می کنند. ساعت ها با هم فرق می کنند و ما می توانیم به قطار و آپارتمان کوچکمان بازگردیم. شبها را به یاد می آورم که در آن یک طرف برج یکی را بپوشاند، با فشار دادن روی آن و سرم را به عقب برگردانم، تا زمانی که شیشه می تواند آسمان را ببیند و خیره شود، و من سرشار از سرگیجه می شوم بازگشت. شب را به یاد می آورم که تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم، به یاد می آورم که امضاهای ما متکی به نرده هایی است که تماشا می کنند، همیشه بالا می روند. من 13 سال در نیویورک بوده ام، حتی نمی توانم نیویورک را بدون آن ساختمان ها تصور کنم. به هر حال € | در این کتاب حدود 43 € قابل اعتماد و 63 € در دسترس است. آیا کسی واقعا از این قافیه ها استفاده می کند؟ آیا هر چیزی برای ما به اندازه کافی افراط یا باور نکردنی است؟ دخترم برای تقریبا هر جمله به طور کامل استفاده می کند و هر بار لبخند می زند. سفر این پسر، اسکار، در این کتاب، زیبا است. نیاز به احساس نزدیکی به پدرش که در حملات جان خود را از دست داد، صرف زمان کمی با او. در حالی که اسکار کمی به عنوان یک شخصیت باور نکردنی دارد، احساس می کردم که به زودی تحت تأثیر تصاویری قرار گرفت. من می دانم که من این کار را در بررسی های زیادی انجام می دهم، اما نمی توانم به آن کمک کنم: خطوطی مانند «با وجود او، مغز من را آرام ساخت. من نتوانستم چیزی را اختراع کنم. »یا« منزلهای من با خارج از منزل من منطبق نیست. »و« زندگی را به یاد می آورم که چگونه زندگی کنم ». مکمل برای یک خط خوب هنگامی که اوسار مضطرب می شود، او آن را توصیف می کند \"چکمه های سنگین\" و وقتی که مادربزرگش چیزی را دوست دارد یا در خلق و خوی خوب او از عبارت \"صد دلار\" استفاده می کند، یک \"پیراهن دوشیزه\" که هنوز معلوم نیست، اما از تصاویر لذت برده می شود. اما این فقط سفر اسکار نیست .. این نیز درباره پدربزرگ و مادربزرگ های اسکار است و این قطعه است به عنوان قوی به عنوان داستان او، گاهی قوی تر است. من دیگر به این موضوع نخواهم رسید، به شما اجازه می دهد در مورد آن بخوانید. بعضی ها این را \"قیمتی\" یا \"معقول\" نامیده اند، اما من واقعا از این داستان نقل مکان کرده ام و با تصاویر ارائه شده، آن را برای مدت زمان بسیار طولانی با من باقی می ماند. همانطور که سال 1994 است.

مشاهده لینک اصلی
خوب، من به طور طبیعی به افرادی که به وجود آمده توسط افرادی که به راحتی صدمه می بینند، کشیده می شوند؛ به نظر میرسد که زندگی آنها تقریبا بیش از حد است: برای آنها فداکاری و تفکر ناپایدار اندیشه و حافظه و ایده بسیار دشوار است و تمام ظلم و ستم و خشونت غیر قابل تصور است و رمز و راز زندگی و عشق و برای همیشه و گذشته و همه اینها فقط به نفع آن است که در آن یک نفر آرزو کند که بتواند آنقدر بلند فریاد بزند که فقط می تواند همه را از بین ببرد، که بتواند تمام آن را از بین ببرد، فقط می تواند ترک کند، فقط بدن خود را ترک کند و سیاره و از همه مردم دور شوید و همه ی از دست دادن و تمام خاطراتی که در معده و قفسه سینه و گلو قرار دارند و فقط از مرگ و از یکنواختی زندگی روزمره و همچنین از هیستری آن لحظات، زندگی می کند و حقیقت را می زند که او می میرد و هرکسی که او می داند یا همیشه شناخته است، یک جعبه گوشت در یک جعبه چوبی خواهد بود. آن گاه گاهی اوقات. و اگر شما یک نویسنده هستید، می توانید به معنای یک داستان، یک داستان کوچک حتی برای خلاصه کردن تمام آنچه که به معنای زنده ماندن در سیاره زمین است و زندگی در میان و در اطراف همه این افراد و خاطرات و ارواح و تمام پتانسیل ها و امکانات ... خوب، گه. این جوان جوان چگونه این کار را انجام داد؟ و کامل نیست بله، در زمان های گوناگون ارزش دارد، و بله، همیشه هماهنگی را که به خوبی ترکیب می کند، صحنه هایی می کند که احساس می کنند وقتی که می توانند به طور مستقیم به اثر قوی تر عمل کنند، و blahblahblah وجود دارد. اما اگر ضعف ها به طور کامل اضافه نشود، فكر كنید. id اگر مشکوک بود، کامل بود، زیرا زندگی خود یک امر کثیف است. و این چیزی است که این کتاب در مورد آن است. اما تصمیم داری چه کار کنی؟ ولش کن؟ نه شما در اطراف چسبیده ای و شما کسانی را پیدا می کنید که دوست دارید و هرگز تا کنون هرگز تا به حال هرگز اجازه ندهید. و اگر از شما گرفته شده یا از شما بیرون رانده شود، به سوی خدای خود و یا کشور یا کشور خود، یا جهان یا طبیعت سرگردان یا طبیعت سرد یا سرماخوردگی و سردرگمی سرخ می زنید و فریاد می زنید و خود را گول می زنید و خودتان را قتل می دهید پانچ دیوارهای سیمان و سپس - سپس شما آرام و اصلاح دست و پنجه خود را و صاف موهای خود را و قرار دادن اسلحه و توقف guzzling بوربون و شما گوز خود را با هم و شما حرکت می کند. اما شما هرگز یکسان نیستید

مشاهده لینک اصلی
باید چیزی با من اشتباه باشد من به عنوان دوستان خوب خواننده من به عنوان هوشمند نیستم. من همدردی ندارم شوخ طبعی من کم است من شفقت ندارم و من در زندگی زندگی می کنم. از 40 نفر از دوستانی که این را خوانده اند، اینگونه است که شما آنرا رتبه بندی کردید: 5 ستاره: 18 نفر 4 ستاره: 13 نفر 3 ستاره: 7 نفر 2 ستاره: 2 نفر 1 ستاره : 0 peopleSomething wrong with me در واقع (یا چیزی اشتباه با همه شما.) نه. من این کار را انجام ندادم من برای فرصت دادن به فرصت و آزادی خیلی زیاد. من به آن گوش دادم مردم به من می گویند اگر من آن را بخوانم به جای گوش دادن به آن، من آن را بیشتر دوست داشتم. من الان به آنها می گویم که من مراقبت نمی کنم. این گروه بندی دیسک های فشرده را به کتابخانه محلی من بازگردانده ام. آنها اکنون به صورت امن از دست من هستند. دوازده دیسک جداگانه آن، دیگر نباید نگران نباشند در مورد من بسیار غم انگیز و بی رحمانه به آنها زد. آنها لازم نیست نگران نباشند که آنها دوباره در سمت درب مسافر، فوق العاده نزدیک عمل می کنند. بنابراین Jonathan Safran Foer را بردارید. دانا برای من آرژانتین گریه کن این روز تولد شما، اگر شما بخواهید گریه کنید. غم و اندوه خود را متوقف کنید من فقط گریه کردم تا شما را بسوزانم، حالا من میمیرم، من به شما اجازه میدهم - انجام دهید. یا نه. خوب، لطفا don. به طور جدی، من کافی بودم شما شاد هستید و من را آزار می دهید من انجام شد بنابراین کثیف بودن مجبور و کیک های گیاهی خود را به خانه برسانید.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که توماس پینچون اختراع کرد که بعدها جیمز چوب چوب را \"واقع گرایی هیر\" نامید، ادبیات هیچ مزیتی نداشت. برای خواندن Pynchon شاهد نابغه ترین و شادترین است. ذهن قادر به اختراع چیزهای بی شمار و مجبور به ثبت همه آنها. اما حداقل Pynchon نشان داد که نبوغ. اما Jonathan Safran Foer نشان می دهد، با این حال، تنها گیم پلی است. بسیار با صدای بلند و فوق العاده نزدیک خوانندگان را تصور می کند که تصور می کردند که یک چشم انداز عظیم در همه چیز روشن شده است و همه آنها را واقعا اثبات می کند که اثرات ویژه ای دارند. بسیار دشوار است که رمان دوم را فهمید اولین. همه چیز روشنایی شروع شد به طریقی که ابتدا یک خواننده صفحات 150 و یا بسیار غم انگیز از نوشتن کمتر از حد قانع کننده را که در طول بقیه کتاب آمده بود، بخشید. خواننده بازتاب های خیره کننده ای راجع به هولوکاست و اعترافات تولید شده در رابطه با همجنس گرایی را فریب داده است. از آنجا که این کتاب در اصل آغاز شد، اما فور یک تسویه حساب یک تکه است. در جلوی بسیار باهوش و باور نکردنی، یک بار دیگر یک تراژدی جمعی را با هم تلفیق کرد و سالاد میوه را با صداهای مختلف و کلاهبرداریهای روایت کرد. اوه، مطمئنا، این کتاب دارای تناسخ غم انگیز است - \"غم و اندوه، نه جدی\"، زیرا او باهوش است زیرا می خواهد فوئر را با یک فاجعه همچون 11 سپتامبر جریمه کند. اما این تنها محدودیتی است که او بر روی غرور خود قرار داده است. Foer یک راوی کودک را اختراع کرد. این در میان بیش از حد واقع گرایی در 10 سال گذشته، بیشتر و بیشتر شده است. این رماننویسها توسط مشاوران راهنمایی که به آنها گفتند هرگز از کودکی فرار نمیکنند، به ما صدها صفحه از «درون کودک ما» را به تصویر می کشد. همه اینها تحت پوشش تلاش های هنری جدی است. اما این هنر جدی نیست. این یک نویسنده است که هر زمان انتخاب آسان را می کند. هنگامی که او فکر می کند او چیزی عمیق می گوید، او نمی ترسد تا چیزهای 9 ساله خود را روایت را در زبان کالج در نظر بگیرد. بقیه وقت، زمانی که او احساس می کند نوشتن درباره هر کدام از صفحه دایره المعارف او را به نوبه خود به صبح است، او استاد کمی گمراه کردن در هر کجا که بخواهد، همیشه با یک شبکه ایمنی ادبی است که می گوید، \"â €\" ما می خواهیم جهان را از طریق یک چشم کودک ببینیم. اما ما باید از خودمان بپرسیم چرا رمان نویس احساس می کند مجبور شده است یک تراژدی جمعی را از طریق یک چشم کودک به تصویر بکشد. پس از همه، این بیوگرافی است؛ فور می تواند این فاجعه را از طریق چشم هر کسی به تصویر بکشد. بهتر است زمانی که او برای نشستن درباره وحشی ناپلئون در جنگ 1812 با روسیه سخنرانی کرد، چرا لئو تولستوی نمی توانست سوزش مسکو را از طریق چشم 9 ساله و نادان و نادان ؟ احتمالا به این دلیل که یک ساله 9 ساله واژگان تولستوی را به شدت محدود می کند؛ یک ساله نه ساله می داند به اندازه کافی برای گفتن هر چیزی در مورد جنگ اصلی است. به عبارت دیگر، Tolstoy به نگرانی های دیگر درباره تفسیر اصلی نگرانی در مورد اینکه «صدای جدید تازه» در «داستان تازه» صحنه تولستوی یک موضوع بزرگ را گرفت و آن را بزرگتر کرد. Foer یک موضوع بزرگ را می گیرد و آن را کوچک می کند. اما گاهی اوقات، یاد می گیریم، چیزهای بزرگ باید کوچک باشند. این چگونه روایت فوئر را می گوید. البته، البته، اشتباه است. اما پس از آن، به همین دلیل ما کتاب هایی را که توسط 9 ساله نوشته شده است منتشر نمی کنیم.

مشاهده لینک اصلی
آه، وای

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک


 کتاب همنام
 کتاب عشق زیاد هم قیمتی نیست
 کتاب رویای دویدن
 کتاب باد سه روزه
 کتاب دره اتاوا
 کتاب زندگی جای دیگری است